نبود كه بيرون رفت و بر تو عبور كرد ؟ گفت : او را نديدم ، چرا او را رها كرديد ؟ گفتند :
ما گمان مىكرديم تو او را مىبينى .
حاصل اينكه موضوع مختفى بودن آن حضرت در سرداب ، يكى از دروغهاى بزرگى است كه به شيعه بستهاند ؛ ولى قابل انكار نيست كه خانه حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام سالها ( در دوران غيبت صغرى ) مقرّ آن حضرت بوده است و بعضى از خلفا هم اين مطلب را مىدانستند . و لذا در روايت رشيق خادم است كه معتضد نشانى خانه و خادمى را كه بر در آن ايستاده است ، به رشيق داد .
چنانكه از بعضى حكايات و تواريخ استفاده مىشود ، معتمد خليفه و راضى ؛ بلكه احتمالًا مقتدر ، نيز از جريان امور كم و بيش مطّلع بودهاند ، و امام عليه السلام و نُواب او را مىشناختند ، و بعد هم ، از خلفاى ديگر كه در عصر غيبت كبرى بودهاند ، ناصر خليفه كه از اعاظم و علماى خلفاى بنى عباس است ، عارف به آن حضرت بوده است و درى كه هم اكنون بر صفّه سرداب است و از آثار باستانى و نفايس اشياى عتيقه است ، در عصر او و به امر او ساخته است .
به اين جهت كه خانه و سرداب موجود ، از بيوت مقدّس است و بدون شك و شبهه ، محل عبادت و مقرّ و منزلگاه سه نفر از ائمه اهل بيت عليهم السلام بوده است ، از آغاز مورد نظر شيعيان و دوستان و حتى خليفهاى مثل " ناصر " بوده و عبادت و اطاعت خدا را در آن اماكن شريفه مغتنم مىشمردند و آن را از مصاديق مسلم آيه شريفه ذيل مىدانستند :
« فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيها اسْمُهُ يُسَبّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوّ وَالْآصالِ » ؛ « 1 »
هامش
( 1 ) . سوره نور ، آيه 36 .