مىنمايند ، مثلًا مايلند بيشتر از معجزات علمى قرآن و تشريعات اسلام و برنامههاى عالى و مترقى آن سخن بگويند ؛ ولى از معجزات ديگر پيامبر و ساير انبيا و تصرفات خارق العادهء آنها در امور مادى حرفى به ميان نياورند ، چون شايد به ذائقه يك بچه تازه دانشجو شده خوب مزه نكند ، يا يك نفر بىاطّلاع آن را مستبعد شمارد .
اينها گمان مىكنند صحّت و واقعيت هر موضوع وابسته به اين است كه همه كس بتواند آن را درك كند ، يا هر دانشمندى آن را تصديق نمايد و با تلسكوپ و ميكروسكوپ و لابراتوار و وسايل فنى و صناعى وجود آن ثابت شود .
اينها مىگويند : بهتر اين است كه هرچه بتوانيم انبيا را افرادى عادى معرفى نماييم و از نسبت دادن معجزات به آنها تا حدّ امكان خوددارى نماييم ؛ بلكه بهتر مىدانند حوادث عالم را هم به خداوند متعال نسبت ندهند و از قدرت و حكمت و علم و قضا و قدر او هم صريحاً سخنى به ميان نياورند و هرچه بگويند ، از طبيعت و ماده بگويند و به جاى سپاس و ستايش خدا ، سپاس ماده را به جا آورند تا با برخى از آنان كه چند كلمه از علوم مادى ياد گرفته و چند اصطلاح و فرمول و فرضيه فيزيكى و شيميايى و رياضى را خصوصاً به زبان انگليسى و فرانسوى شنيدهاند ، همزبان باشند .
اين روحيه متأسفانه كم و بيش به همه سرايت كرده و آثارش در همه جاى زندگى بسيارى از آنان نمايان است و بيشتر كسانى كه تحت تأثير اين روحيه هستند ، افراد خام و ناپخته و اشخاصى هستند كه در علوم قديم و جديد اهل تحقيق و كنجكاوى نيستند و يك فرضيه يا اظهار نظر يك نفر غربى را هرچند آلوده به اغراض سياسى و استعمارى باشد ، صد در صد صحيح مىشمارند . بعضى از روزنامهها و مجلات و مطبوعات هم تحت تأثير اين عوامل ، دانسته يا نادانسته ، به
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 232
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٣٢