تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
صدوق در كتاب كمال الدين به سند صحيح و معتبر از جناب موسى بن محمّد بن قاسم بن حمزة بن موسى بن جعفر عليهما السلام از حضرت حكيمه خاتون دختر والامقام امام محمّدتقى عليه السلام كه از بانوان باعظمت و شخصيت و فضيلت خاندان رسالت است ، حديث كرده است . حكيمه فرمود : امام حسن عسكرى عليه السلام فرستاد ( فردى را . نزد من كه عمه امشب نزد ما افطار كن كه شب نيمه شعبان است و خداوند حجّت را در اين شب ظاهر فرمايد و او حجت خدا در زمين است . من عرض كردم : مادرش كيست ؟ فرمود : نرجس . گفتم : فدايت شوم ! به خدا سوگند در او اثرى نيست . فرمود : همين است كه براى تو مىگويم . حكيمه گفت : پس آمدم چون سلام كردم و نشستم ، نرجس خواست پاىافزارم را بيرون آورد ، گفت : اى سيده من و سيده خاندان من ، چگونه شب كردى ؟ گفتم : بلكه تو سيده من و سيده خاندان منى . گفت : اى عمه ! اين چه سخن است ؟ ! گفتم : اى دخترم ! خدا امشب به تو پسرى كرامت فرمايد كه در دنيا و آخرت آقا است ، پس او خجالت كشيد و حيا كرد . وقتى از نماز عشا فارغ شدم ، افطار كردم و در بستر خوابيدم ، چون نيمه شب رسيد ، برخاستم براى نماز شب ، نماز را خواندم و فارغ شدم و نرجس همچنان در خواب و راحت بود . من نشستم براى تعقيب و سپس خوابيدم و هراسان بيدار شدم ، او همچنان خواب بود ، پس برخاست نماز شب را خواند و خوابيد . حكيمه فرمود : براى فحص از صبح بيرون آمدم ، فجر اوّل ظاهر شده بود ، هنوز