وارد شهر مىشود ، ساخته شد و به نام مسجد امام حسن مجتبى عليه السلام ناميده شده است . اين حكايت را كه خود حقير بدون واسطه از صاحب آن شنيدهام و نوار آن هم موجود است ، در پاورقى كتاب " پاسخ به ده پرسش " نقل كردهام . از اينگونه حكايات و شواهد و مؤيدات - اگر در مقام پرسش و ضبط برآييم - بسيار است كه حداقل همه دلالت بر وجود آن حضرت و مداخلهء ايشان در امور - در حدى كه مصلحت است - دارند .
اميد است خداوند متعال توفيق درك اينگونه سعادتها را به همه مشتاقان حقيقى و منتظران واقعى عطا فرمايد .
اى زيب دِهِ عالم ، مجموعهء زيبايى * سرحلقهء جنّ و انس ، سردفترِ دانايى
در پردهء غيبت چند ، اى مهر جهان پايى * اى پادشه خوبان ! داد از غم تنهايى
دل بىتو به جان آمد ، وقت است كه باز آيى
اميد وصال تو ، يا دوست جوانم كرد * عشق تو مرا فارغ از هر دو جهانم كرد
باز آ كه فراق تو بىتاب و توانم كرد * مشتاقى و مهجورى دور از تو چنانم كرد
كز دست بخواهد شد ، پايان شكيبايى « 1 »
هامش
( 1 ) . تضمين غزل حافظ از مرحوم آيت اللَّه والد - اعلى اللَّه مقامه - است .