تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
سلاح شده و قواى مادّى خود را نسبت به دشمن ضعيف‌تر ببيند ، هرگز احساس حقارت نمىنمايد و ميدان جهاد و تلاش را ترك نمىكند و خود را برتر از كفّار مىداند كه : « وَللَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ » ؛ « 1 » « عزّت مخصوص خداوند و رسول او و اهل ايمان است » . به سرمايه‌هاى ايمانى و اسلامى خود و به وعده‌هاى الهى اتّكا دارد و مرعوب و سست نمىشود ، كه : « وَلا تَهِنُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُؤْمِنِينَ » ؛ « 2 » « سستى نكنيد و اندوه‌ناك نشويد ؛ زيرا شما بلندمرتبه هستيد اگر در ايمان ثابت قدم باشيد » . آن غرب زدگانى كه حاضر نبودند در كارسازى اسلام بينديشند و تسلّط غرب را بر سرزمين‌هاى اسلامى ، امرى غير قابل انكار مىدانستند و آن چپ‌گرايانى كه نيم قرن است با عرضه احزاب و برنامه‌هايى كه از مكتب ماركس و لنين تغذيه مىنمايند ، مىخواستند در زير پوشش مبارزه با امپرياليزم ، راه تسلط نفوذ شوروى را صاف و هموار نمايند . اكنون كه مىبينند اسلام ، چنين انقلابى را كه معجزهء بزرگ قرن به شمار رفت ، به وجود آورد ، اگر انصاف داشته و خود را به بيگانه نفروخته باشند ، مىفهمند كه اسلام پس از چهارده قرن چه قدرت عظيم و بىمانندى است . پس از اينكه بتواند با يارى و پشتيبانى از چپ گرايان و وابستگان خود ، شاه خائن را ساقط سازد ، مأيوس
هامش
( 1 ) . سوره منافقون ، آيه 8 . ( 2 ) . سوره آل‌عمران ، آيه 139 .