خدا مورد نياز و حاجت است ، و نياز مردم به آن ، به يك عصر و يك زمان محدود نمىشود . و به عبارت ديگر : نبوّت ، لطف خاصّ است و ولايت و امامت و خلافت ، لطف عام است . بنابراين وقتى ما از آيات قرآن مجيد استفاده كرديم كه اين لطف در عصرى واقع شده است ، با توجّه به عموميتى كه مصلحت آن دارد ، مىفهميم كه در همه عصرها هست و مخصوص زمان خاصّ و مردم خاصّى نيست ، و به صورت تواتر و توالى بايد ادامه داشته باشد ؛ چنانكه ادامه يافته است . و در قرآن مجيد مىفرمايد :
« وَلَقَدْ وَصَّلْنا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ » ؛ « 1 »
« همانا ما براى هدايت اين مردم سخن پيوسته آورديم تا شايد متذكّر شوند » .
و همچنين از آياتى مثل :
« النَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ » ؛ « 2 »
« پيامبر نسبت به مؤمنان از خود آنها سزاوارتر است » .
و نيز آيه :
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا . . . » ؛ « 3 »
« همانا تنها ولى امر شما ، خدا و رسولش و كسانى كه ايمان آوردهاند . . .
مىباشند » .
به ملاحظه اينكه : ظاهر در انشاى ولايت پيغمبر صلى الله عليه و آله و اولويت آن حضرت بر انفس مىباشند ، و آيه « إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ . . . » ظاهر در انشاى ولايت على عليه السلام است ،
هامش
( 1 ) . سوره قصص ، آيه 51 .
( 2 ) . سوره احزاب ، آيه 6 .
( 3 ) . سوره مائده ، آيه 55 .