اسلام است . براى انسان هم ، عالىتر از اين ، مقام و مرتبهاى نيست و كمالى از اين بالاتر نمىشود . لذا خداوند متعال پيغمبر جليل خود حضرت خليل عليه السلام را در قرآن مجيد مسلم خوانده است و از پسران يعقوب حكايت مىفرمايد كه در پاسخ پدرشان كه در هنگام درگذشت از اين جهان ، به آنها گفت :
« ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِى » ؛
« بعد از من چه كسى را مىپرستيد ؟ »
گفتند :
« نَعْبُدُ إِلهَكَ وَإِلهَ آبَآئِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ إِلهاً وَاحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ » ؛ « 1 »
« خداى تو و خداى پدران تو ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را كه معبود يگانه است و ما مطيع فرمان او هستيم » .
بنابراين اگرچه اسلام ، عنوان و نام و رسالت دعوت حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله مىباشد و پس از ظهور آن حضرت ، بر غير آنچه آن حضرت به آن رسالت داشته ، صحّت اطلاق ندارد ، امّا اين نامگذارى و حصر عنوان اسلام به اين دين ، براى اين است كه اسلام خالص است ، و اسلام هيچكس ، جز به تسليم در برابر اين دين و پذيرفتن احكام و محرمات و واجبات آن محقق نمىشود ، و يكى از شواهد بر خاتميت اين دعوت و بقاى آن تا روز قيامت اين است كه در عصرى كه مفهوم اسلام مجهول و ناشناخته مانده بود و نامها و عنوانها و برچسبهاى ناجور ، به اديانى كه سابقهء الهى و حقانيت داشتند ، زده بودند و نه فقط اين نامها نارسا و معرّف حقيقت آنها نبود ، بلكه با اسلام مغاير و منافى بود ، در چنين زمانى ، اين دعوت بر اساس
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 133 .