س 2046
- در صورتى كه منشأ علم قاضى ، رؤيت و شهود او باشد چه فرقى با شهادت دارد ؟ و آيا مىتوان گفت قاضى نيز مانند يك شاهد است و در صورت تكميل شهود ( بينهء شرعى ) كه قاضى نيز جزء آن است مىتوان حكم نمود ؟
ج
- قول به اينكه علم قاضى مانند يك شاهد است و براى حجيّت آن شاهد ديگر لازم است ، ظاهراً بين فقهاء قائل ندارد ، و از جهات متعدّد مردود است و اگر منشأ علم قاضى حسّ باشد فرقش با بيّنه كه بايد عن حسّ باشد اين ستكه در حجّيت بينه براى قاضى حصول علم شرط نيست و اگر اتفاقاً علم براى او حاصل شد حكم او مستند به علم است كه اقوى از بيّنه است به هر حال در حكم حاكم به علم ، علم او موضوعيت دارد .
س 2047
- در كتب فقهاء اماميه بعضا و همچنين در قانون مجازات اسلامى ايران يكى از راههاى ثبوت ادعاى مدعى و يا موضوع ادعاء شده را علم قاضى مىدانند حال در اينجا چند سؤال مطرح است :
1 - آيا علم قاضى بايد بر اساس مدارك و دلائل و قرائن وجود در پرونده باشد تا حجت باشد ؟
2 - با وجود دلايل و مدارك و محتويات پرونده اگر خود قاضى شاهد قضيه بوده و آن را از نزديك ديده باشد مىتواند بر همان مشاهدات خود حكم صادر نمايد ؟
3 - آيا با وجود مدارك و محتويات و قرائن پرونده اگر قاضى علم و يقين بر خلاف آنها پيدا كرد نمىتواند به علم خود عمل كند ؟
ج
- در تمام موارد سؤال ، قاضى مىتواند بر طبق علم خود حكم كند .
و اللّه العالم
س 2048
- اگر قاضى به يك حالت روحى ، وجدانى دست يابد كه بدون داشتن هيچ دليل و مدركى و بدون هيچ مشاهدهء حسّى ، برايش علم و يقين حاصل شود آيا در اين صورت مىتواند طبق همين علم و يقين خود حكم صادر نمايد ؟
ج
- در فرض مذكور اگر قاضى قطّاع باشد اگر چه قطاع براى خودش حجت