در ميدان و جهان وسيعى كه سخن از نهج البلاغة و از امام اميرالمؤمنين عليهالسّلام باشد به ذرّه و كمتر از ذرّه هم در حساب نمىآيم جسارت نموده خود را در شمار آن عزيزان قرار مىدهم
« فَمَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ »
وجوه اعجاز نهج البلاغة
نهج البلاغة نه بلاغت در همه فنون و تمام علوم حقيقيه است كه بلاغت يعنى سخن گفتن به مقتضاى حال و چنانكه بايد گفت در همه موضوعات ، ارزشمند است .
بلاغت در الهيات و تكلّم از عالم غيب و ماوراء الطبيعة ، بلاغت در بيان آيات آفاقيه و انفسيه الهيه ، بلاغت در بيان بهترين و عالىترين مواعظ و حكمتها ، بلاغت در بيان اصول سعادت اجتماع ، بلاغت در درس سياست مُدُن ، بلاغت در معرفى نبوّات به ويژه بيان نبوت خاتم الانبياء صلىالله عليه و آله و سلم ، بلاغت در اخبار از مغيبات ، و بلاغت و بلاغت و بلاغت . . .
اگر فصاحت و بلاغت فضلاء و بلغاء نامدار در وصف جنگ ، اسب و شمشير و اين عناوين بود ، بلاغت امام عليهالسّلام بيان حقايق و معانى متعاليهاى است كه نوابغ بينش و بصيرت به فهم آن افتخار مىكنند .
با اين همه شروحى كه بر اين كتاب نوشتهاند ، هنوز هم مثل اين است كه بىشرح مانده باشد و بايد محققان بزرگ در رشتههاى مختلف بر آن شرح بنويسند و باز هم بنويسند و بنويسند .