در توصيف اين موقعيتهاى تاريخى و مبارزه بين حق و باطل و پيروزى حق بر باطل چنين گفت :
« مَا أقُولُ فى حَقِّ إمْرِءٍ كَتَمَت فَضَائلَهُ اوليائُهُ خَوْفاً وَ كَتَمَتْ مَنَاقِبَهُ أعْداؤُهُ حَسَداً ثُمَّ ظَهَرَ مِنْ بَيْنِ الْكَتمَيْنِ مَا مَلَأَ الخَافقَيْنِ . » « 1 »
مىگويد : وضعيّت خاصى به وجود آمده بود كه دشمنها از روى دشمنى فضائل على عليهالسّلام را كتمان مىكردند و دوستان هم از روى خوف و به خاطر ممنوعيّت نقل احاديث در قرن اول و دوم و بعد از آن به صورتهاى ديگر نمىتوانستند اين فضائل را بگويند .
خليل بن احمد مىگويد كه در بين اين دو كتمان ، آن قدر از فضائل اميرالمؤمنين عليهالسّلام ظاهر شد كه شرق و غرب عالم را فراگرفته است .
و چنان شد كه مثل شافعى بگويد :
أنَا عَبْدٌ لِلْفَتي * أنْزِلَ فِيهِ « هَلْ أتي »
و محدّثين معروف اهل سنّت در آن شرايط سخت ، كتاب « فضائل » و « مناقب » اميرالمؤمنين عليهالسّلام نوشتند و اوضاع به نحوى پيش رفت كه الان در تمام شعب علوم اسلامى ، مسأله غدير مطرح است . در علم تفسير ، در علم اسباب نزول ،
هامش
( 1 ) . تنقيح المقال مامقانى ، جلد 1 ، بيان خليل بن احمد فراهيدى نحوى معروف .