است و مصداق دوم ، عقيده ديگران است ، كه نصوصِ به اصطلاح خفيّه بر بطلان آن دلالت دارد و شناخت مصداق و مصاديق آن را به خود عرف واگذار كرده است ؛ سنائى مىگويد :
احمد مرسل نشسته كى روا دارد خرد * جان اسير سيرت بو جهل كافر داشتن
و
« يَقُولُونَ لِي فَضِّلْ عَلِيّاً عَلَيْهِم * فَلَسْتُ أقولُ التِبر اعلى مِنَ الحَصا
أ لَم تَرَ أنَّ السَّيفَ يزْري بِحَدِّهِ * مَقالُكَ هذَا السَّيفِ أحدى مِنَ العَصا
إذا أنَا فَضَّلتُ عَلِيّاً عَلَيْهِم * أكُنْ لِلَّذي فَضَّلْتُهُ مُتَنَقِّصاً »
اظهار عجز از وصف غدير
در پايان با عرض خاكسارى و عجز و ناتوانى از اظهار وجود و در عرصهاى كه عرض وجود در آن شأن انبيا ، اوليا ، بزرگان و اعاظم اصحاب است پوزش مىطلبم .
اميد است اين هديه كمتر از ران ملخ در بارگاه ملكوتى عالم آل محمد صلواتالله عليهم حضرت ثامن الائمة عليهالسّلام به شرف قبول متشرّفين به تقبيل عتبه مقدسه آن روضه شريفه و شركتكنندگان در اين همايش مقدّس نايل شود .
« إنَّ الهَدايَا عَلى مِقْدارِ مُهْدِيها »