احاديث متواتر ثقلين هم هدايتش همان علىمحورى در دين و در عقايد صحيح اسلامى .
در علوم مبدأ و معاد ، تفسير قرآن ، فقه و معارف وحيانى همه علىمحورى است و محور و حجّت در همه على است ، در ولايت ، در امامت ، در ارشاد به الهيات و عبادات همه ، محور على است نه براى كسى غير از على اين معنى به طور مطلق و عام عنوان شده و نه كسى اين محوريّت را از على سلب مىنمايد .
در اداره جامعه و اختيارات ظاهرى هم محور على است و با حضور على مداخله غير على صحيح نيست و اگر به هر جهتى اين محوريّت حقيقى و شرعى در خارج به شكل ديگر در آمد محدود به همان زمان حضور على در جامعه و حيات ايشان و در همان امر ظاهرى اداره بود كه در حال حاضر در خارج با توجه به عدم حضور على عليهالسّلام در جامعه موضوع ندارد ، يعنى خلاف در علىمحورى در جامعه كنونى در بُعد اجراء و اداره ، سلب و اثبات ندارد نه اينكه از مقام و منزلت على چيزى كم باشد .
در علىمحورى و ايمان به علىمحورى در دين و شئون دينى بين شيعه و سنّى اختلافى نيست و كسى اين محوريّت را ندارد و حضور فيزيكى على و عدم حضور آن حضرت در اين محوريّت على السواء است ، چنانچه فخر رازى مىگويد :
« هر كه على را محور بداند راه مستقيم رفته است » « 1 »
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازى ، جلد 1 ، صفحه 108 .