مولا نمىپرسد و به آن كارى ندارد .
دانستن فلسفه و حكمت ، فايده علمى دارد و براى قوت ايمان و عقيده به احكام شرع و مزيد معرفت و يقين سودمند است ، اما شرط عبوديت و بندگى در مقام فرمانبرى و اطاعت امر ، پرسش از غرض مولا و حكمت عمل نيست ؛ زيرا با اخلاص و كمال بندگى منافات دارد . در اينجا تسليم و انقياد هرچه بيشتر باشد عمل كاملتر و نشانهء مرتبهء عبوديت برتر است .
همانطور كه حضرت ابراهيم - عليه السلام - وقتى به فرزندنش امر خدا را به « ذبح » او ابلاغ كرد او بدون درنگ گفت :
« يا ابَتِ افْعَلْ ماتؤمَر » « 1 »
نپرسيد فلسفه ، حكمت و مصلحت ذبح من چيست ، بلكه بى چون وچرا گفت : اى پدر ! آنچه را به آن مأمور شدهاى انجام بده .
و يكى از امتيازات مهم ايمانى اميرالمؤمنين - عليه السلام - بر ديگران از صحابه همين است كه آن حضرت در برابر اوامر و دستورات پيغمبر - صلّى اللَّه عليه و آله وسلّم - تسليم محض بود و عرض وجود نمىكرد و فرمان را بىچون و چرا اجرا مىكرد . در حالى كه بعضى در اعمال سليقه و رأى شخصى و عرض وجود خود تا حد اعتراض و ردّ دستور پيغمبر - صلّى اللَّه عليه و آله وسلّم - به جسارت ،
هامش
( 1 ) - « اى پدر ! هرچه مأمورى انجام ده » ( سورهء صافات ، آيه 102 ) .