« فِطْرَةَ اللَّه الَّتى فَطَرَالنّاسَ عَلَيها » « 1 »
اما اين فطرت را بايد با قبول هدايتهاى عقل و شرع پرورش داد . با اين بصيرت است كه انسانهاى كامل ، باطن اشيايى را كه با بصر حسى و چشم جسم مىبيند مشاهده مىكنند و وقتى ديگران همان ظاهر را مىبينند آنها باطن و غيب اين عالم را مىبينند و نگاهشان عبرت است كه از محسوس عبور كرده و به معقول مىرسند ، خدارا مىشناسند و از آنچه مىبينند پند و اندرز مىگيرند .
چنان كه اميرالمؤمنين - عليه السلام - مىفرمايد :
« انَّ اوْلياء اللَّه هُمُالذَّين نَظَرُوا الى باطِنِ الدُّنيا اذا نَظَرالنّاسُ الى ظاهِرها » « 2 » .
« دوستان خدا آنانند كه به باطن ( نيست شدن ) دنيا بنگرند ، هنگامى كه مردم به ظاهر ( زينت و آرايش ) آن مىنگرند .
اين بصيرت اگر وسيع شود افق فكر و علوّ درجهء انسان را بسيار پويا نموده و بالا مىبرد . بينايى حقيقى اين است كه با اين بينش توؤم باشد و الا انسان مصداق : اين آيه مىشود
« لَهُمْ اعْيُنٌ لايُبْصِرونَ بِها »
مىبيند اما درك نمىكند مانند چهارپايى كه وارد يك صحراى
هامش
( 1 ) - سورهء روم ، آيه 30 .
( 2 ) - نهجالبلاغهء فيض ، حكمت 424 ، ص 1287 .