كم و ناقص نمىسازد ) و وسعت آنچه نزد اوست تمام نمىگردد . و هرآينه هست نزد او از ذخيرههاى نعمتها چندان كه خواستههاى مردم آن را تمام نمىكند به جهت اينكه او بخشندهاى است كه سؤالِ سؤالكنندگان ناقصش نمىكند ، و اصرارِ اصراركنندگان بخيلش نمىسازد .
ساير جملهها و مطالب اين خطبه نيز بيشتر ، راجع به شرح اسماء و صفات ذاتى و فعل خداست .
در خطبهء 93 مىفرمايد :
الأَوَّلُ الَّذي لا غايَةَ لَهُ فَيَنتَهى ، وَ لا آخِرَ لَهُ فَيَنقَضي .
[ خدا ] اوّلى است كه پايانى براى او نيست تا به نهايت برسد ، و آخرى براى او نيست تا منقضى شود و درگذرد .
خطبهء 95 مىفرمايد :
الحَمدُ لِلَّهِ الأَوَّلِ ، فَلا شَيءَ قَبلَهُ ؛ وَ الآخِرِ ، فَلا شَيءَ بَعدَهُ .
حمد و سپاس مخصوص خدايى است [ كه اين صفت را دارد ] كه اوّل است ، پس چيزى پيش از او نيست ؛ و آخر است ، پس چيزى بعد از او نيست .
يعنى اوّل بودن او نه به اين معناست كه اشياءِ ديگر دوم و سوم و . . . او هستند و آخر بودن او به اين معنى نيست كه بعد از اشياءِ ديگر است بلكه به اين معنى است كه بعد از او چيزى نيست .
در خطبهء 100 مىفرمايد :
الأَوَّلُ قَبلَ كُلِّ أَوَّلٍ ، وَ الآخِرُ بَعدَ كُلِّ آخِرٍ .
اوّل است پيش از هر اوّلى ، و آخر است بعد از هر آخرى .
در خطبهء 108 مىفرمايد :
أَنتَ الأَبَدُ ، فَلا أَمَدَ لَكَ ؛ وَ أَنتَ المُنتَهى ، فَلا مَحيصَ عَنكَ ؛ وَ أَنتَ المَوعِدُ ، فَلا مَنجى مِنكَ إِلّا إِلَيكَ .
الهيات در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 341
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٤١