سپاس خدايى را سزاست كه شناخته شده است بدون ديده شدن [ و بدون اينكه كسى او را به مشاهدهء عينى ديده باشد ] ، و آفريننده است بدون فكر و نظر ؛ آنكه با صفت برپايى و دوام متّصف بوده است آنگاه كه آسمان صاحب برجها نبود .
و در همين خطبه است :
هُوَ الَّذِي اشتَدَّت نِقمَتُهُ عَلى أَعدائِه في سَعَةِ رَحمَتِه ، وَ اتَّسَعَت رَحمَتُهُ لِأَولِيائِه في شِدَّةِ نِقمَتِه .
اوست كه عقوبتش بر دشمنان شدّت دارد در عين وسعت رحمتش ، و رحمتش بر اوليا و دوستان وسعت دارد در عين شدّت عقوبتش ( يعنى چنان نيست كه شدّت عقوبت و شديدالعقاب بودن او مانع رحمتش شود و وسعت رحمت او مانع شدّت عقوبتش گردد ) .
چنان كه در دعاى افتتاح آمده است :
وَ أَيقَنتُ أنَّكَ أَنتَ أَرحَمُ الرّاحِمينَ في مَوضِعِ العَفوِ وَ الرَّحمَةِ ، وَ أَشَدُّ المُعاقِبينَ في مَوضِعِ النِّكالِ وَ النّقمَةِ .
و من يقين دارم كه براستى تو مهربانترينِ مهربانانى به هنگام عفو و رحمت ، و سختترين كيفردهندهاى به هنگام شكنجه و عقوبت .
در خطبهء 90 مىفرمايد :
الحَمدُ لِلَّهِ الَّذي لا يَفِرُهُ المَنعُ وَ الجُمودُ ، وَ لا يُكديهِ الإِعطاءُ وَ الجودُ ؛ إِذ كُلُّ مُعطٍ مُنتَقَصٌ سِواهُ ، وَ كُلُّ مانِعٍ مَذمومٌ ما خَلاهُ . هُوَ المَنّانُ بِفَوائِدِ النِّعَمِ وَ عَوائِدِ المَزيدِ وَ القِسَمِ .
حمد مختصّ خدايى است كه منع و امساك بر ثروتش نمىافزايد ، و عطا و بخشش فقيرش نمىسازد ؛ زيرا هر بخشندهاى جز او ثروتش كاهش مىيابد ، و
الهيات در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 339
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٣٩