و نيز در همين خطبه است :
وَ لَم يَستَعِن عَلى خَلقِها بِأَحَدٍ مِن خَلقِه .
و در آفرينش آفريدگان از احدى از خلق خود استعانت نجسته است .
لا يُعجِزُهُ شَيءٌ مِنها طَلَبَهُ ، وَ لا يَمتَنِعُ عَلَيهِ فَيَغلِبَهُ ، وَ لا يَفوتُهُ السَّريعُ مِنها فَيَسبِقَهُ ، وَ لا يَحتاجُ إِلى ذي مالٍ فَيَرزُقَهُ .
چيزى از آنها را كه طلب كند او را عاجز نمىسازد ، و نمىتواند نافرمانى كند تا بر او چيره شود ، و شتابندهاى از آنها از او فوت نمىشود و خلاص نمىگردد تا بر او پيشى گيرد ( يعنى گريز و خلاصى از حكم او فرع امكان پيشى گرفتن بر اوست و پيشى گرفتن بر او مستلزم عجز و نقص اوست كه از آن منزّه است ) ، و نيازمند به صاحب مالى نيست تا او را روزى دهد .
وَ لا كُفءَ لَهُ فَيُكافِئَهُ ، وَ لا نَظيرَ لَهُ فَيُساوِيَهُ .
او را كفو و همرديفى نيست تا با او همانند گردد ، و نظيرى ندارد تا برابر او شود .
لَم يَتَكاءَدهُ صُنعُ شَيءٍ مِنها إِذ صَنَعَهُ ، وَ لَم يَؤُدهُ مِنها خَلقُ ما بَرَأَهُ وَ خَلَقَهُ . وَ لَم يُكَوِّنها لَتَشديدِ سُلطانٍ ، وَ لا لِخَوفٍ مِن زَوالٍ وَ نُقصانٍ ، وَ لا لِلِاستِعانَةِ بِها عَلى نِدٍّ مُكاثِرٍ ، وَ لا لِلِاحتِرازِ بِها مِن ضِدٍّ مُثاوِرٍ ، وَ لا لِلِازدِيادِ بِها في مُلكِه ، وَ لا لِمُكاثَرَةِ شَريكٍ في شِركِه ، وَ لا لِوَحشَةٍ كانَت مِنهُ فَأَرادَ أَن يَستَأنِسَ إِلَيها .
صنعت و ايجاد چيزى از مخلوقات و مصنوعاتش هنگامى كه آن را آفريد او را به زحمت نينداخته است ، و در آفرينش آنچه آفريده خستگى برايش پديد نيامده است . نيافريد آنچه را آفريد براى آنكه سلطنت و تسلّط خود را شدّت دهد ، و نه براى ترس از زوال و نقصان ، و نه در مقام يارى جستن از آنها
الهيات در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 325
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٢٥