كه آن اوصاف را غير ذات پندارد ، يا بعضى از لوازم ديگر صفات ممكن را توهّم نمايد كه به هر حال آنچه را توهّم كند ، صفت ذاتىِ بارىتعالى آنچنان نخواهد بود و منزّه از آن چيزى است كه او توهّم مىكند .
امّا در اوصاف سلبى اين توهّم نيست يا كمتر است و مسلوب همان چيزى است كه مصاديق آن در پيش چشم انسان حاضر يا در ذهنش متصوّر است . لذا در نهجالبلاغه مىبينيم اوصاف ثبوتىِ ذاتى و بلكه فعلى را هم به اسلوب بيان كرده است .
اينك به بررسى اوّلين خطبهء نهجالبلاغه مىپردازيم تا اين حقيقت را در آن مشاهده كنيم و ببينيم امام عليه السلام چگونه مردم را با معارف الهى و الهيّات آشنا فرموده است .
نخستين توصيفى كه از خداوند در اين خطبه آورده شده اين جمله است :
الَّذي لا يَبلُغُ مِدحَتَهُ القائِلونَ .
خدايى كه تمام گويندگان به مدحت او نمىرسند . « 1 » و جملهء دوم اين است :
وَ لا يُحصي نَعماءَهُ العادّونَ .
و نعمتهاى او را شمارندگان شمارش و احصا نمىكنند .
هامش
( 1 ) . در اين عبارات عناياتى است ، از جمله اينكه : « القائلون » مُحَلّى به الف و لام است ، و ديگر آنكه « القائلون » فرمودند نه « المادحون » ، چون اگر كسى به مدح يا هيأت مدح او نرسد ، همهء آنچه بگويند در شأن او ، قائلاند نه مادح ؛ و اين جمله مضمون همان مطلبى را مىفهماند كه كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفهماند : « لا أُحصى ثَناءً عَلَيكَ أَنتَ كَما أَثنَيتَ عَلى نَفسِكَ » . جملهء « لا يحصي نعماءه العادّون » مؤيّد است به آيهء « وَ إِن تَعُدوا نِعَمتَ اللَّه لا تُحصوها » ، و جملهء « و لا يؤدّي حقّه المجتهدون » با اين كلام مروى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله « ما عَرَفناكَ حَقّ مَعرِفَتِكَ ، وَ ما عَبَدناكَ حَقّ عِبادَتِكَ » به يك معنى رجوع مىنمايند .