نفىِ تركيب است كه در نهجالبلاغه در موارد متعدّد به آن تصريح شده است . از جمله در خطبهء نخستين كه نفى صفات را مطرح و شرح فرموده است ، در عبارت «
وَ كَمالُ تَوحيدِهِ الإِخلاصُ لَهُ
» ، كمال توحيد را خالص قرار دادن او از جزء و هرگونه تركيب شمرده و بر اساس آن ، مسألهء نفى صفات را بيان و تقرير فرموده است .
در خطبهاى ديگر مىفرمايد :
وَ لا تَنالُهُ التَّجزِئَةُ وَ التَّبعيضُ . « 1 »
تجزيه و تبعيض به او نمىرسد .
و در جاى ديگر مىفرمايد :
لا يَجري عَلَيهِ السُّكونُ وَ الحَرَكَةُ . وَ كَيفَ يَجري عَلَيهِ ما هُوَ أَجراهُ ، وَ يَعودُ فيهِ ما هُوَ أَبداهُ ، وَ يَحدُثُ فيهِ ما هُوَ أَحدَثَهُ ؟ إِذاً لَتَفاوَتَت ذاتُهُ ، وَ لَتَجَزَّأَ كُنهُهُ . « 2 »
[ قوانين ] سكون و حركت بر او جارى نيست . و چگونه جارى باشد بر او چيزى كه او خود آن را جارى كرده است ، و باز گردد به او چيزى كه او خود آن را اظهار فرموده است ، و حادث شود در او چيزى كه او خود آن را احداث كرده است ؟ هرگاه چنين شود ، همانا ذات او تغيير مىپذيرد و حقيقت او متجزّى مىگردد .
در اين بيان ، امام عليه السلام سرانجام جريان دادن سكون و حركت بر ذات مقدّس خداوند را تفاوت در ذات و تجزيه كُنه و حقيقت بارىتعالى مىشمارد و از بطلان آن خود را آسوده و فارغ مىبيند .
هامش
( 1 ) . همان ، خطبهء 84 .
( 2 ) . همان ، 228 .