و باز هم در همين خطبه است كه مىفرمايد :
وَ لا يوصَفُ بِشَيءٍ مِنَ الأَجزاءِ ، وَ لا بِالجَوارِحِ وَ الأَعضاءِ ، وَ لا بِعَرَضٍ مِنَ الأَعراضِ ، وَ لا بِالغَيرِيَّةِ وَ الأَبعاضِ .
وصف نمىشود به چيزى از اجزاء ، و نه به جوارح و اعضا ، و نه به عَرَضى از اعراض ، و نه به غيريّت و ابعاض ( خدا از اينكه ابعاض داشته باشد - يعنى بعض آن غير بعض ديگر باشد - منزّه است ) .
در اين بيانات ، تركيب و جزء را نفى فرموده و سپس صفات سلبى ديگر را متعرّض شده است كه عدم سلب آنها موجب اثبات تركيب مىشود .
حاصل اينكه اين مسأله نيز در نهجالبلاغه استدلالًا و برهاناً مطرح ، و وحدانيّت ذات و بساطت محض و عدم تركيب آن اثبات شده است .
توحيد عبادت و طاعت
امام عليه السلام در ضمن خطبهاى از خطبههاى نهجالبلاغه توحيد عبادت و طاعت را فايده و علّت غايى رسالت و بعثت حضرت خاتمالانبياء محمّد مصطفى صلى الله عليه و آله اعلام فرموده است . حضرت در اين خطبه مىفرمايد :
فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِه بِالحَقِّ لِيُخرِجَ عِبادَهُ مِن عِبادَةِ الأَوثانِ إِلى عِبادَتِه ، وَ مِن طاعَةِ الشَّيطانِ إِلى طاعَتِه . « 1 »
پس خدا محمّد صلى الله عليه و آله را به حق مبعوث كرد تا بندگانش را از پرستش بتها خارج سازد و به پرستش خود فراخوانَد ، و از اطاعت و فرمانبرى شيطان برهاند و اطاعت خود كشانَد .
هامش
( 1 ) . همان ، 147 .