عنى وكشفته وكفيتنيه ، فانت ولى كلّ نعمة ، و صاحب كلّ حسنة ، ومنتهى كلّ رغبة « 1 »
چند نكته از يك دعا
در اين دعا ، كه جملههاى توحيدى آن را بزرگان علما و اهل معرفت و ارتباط با حقايق عالى و معانى متعالى بايد شرح بدهند و برهان قدرت ايمان ، وثوق ، اعتماد و اميد امام عليه السلام به خداست ، به نكتههاى بزرگى اشاره شده است .
اول : توحيد در مقام وثوق و اعتماد و اتكا ؛ امام عليه السلام در اندوهها تنها خدا را پشتيبان و تكيهگاه خود مىداند و به احدى غير از خدا اعتماد و اتكا ندارد .
دوم : توحيد در مقام رجا و اميد ؛ كه در اين مرتبه و مقام نيز حسين عليه السلام در هر شدت و سختى به او و حسن قضاى او اميدوار است .
سوم : خدا را ستايش مىنمايد كه در همهء حالات و همهء همّ و غمها ، هموم و غموم او را بر طرف ساخته و غصههايى كه دل را ضعيف مىنمايد و راه چاره در آنها بسته مىشود و در آن دوست ، شخص را وامىگذارد و
دشمن ، شماتت مىنمايد ، بر طرف فرموده است . در اينجا و در اين موقف
هامش
( 1 ) . مقتل الحسين ، ابى مخنف الازدى ؛ اى خدا ! پناه من در هر غمى تو هستى و اميد من در هر سختى تو هستى . در هر چه بر من روى آورد تو پناه و يارى كننده من هستى . چه بسيار از غمهايى كه دل را به تپش در مىآورد و چاره را كم مىكند و رفيق را درمانده و دشمن را خشنود مىكند به تو واگذار نمودم و شكايت آن را به تو كردم براى رغبتى كه فقط به تو داشتم نه به غير تو ، و تو آن غم را دفع كردى . پس تو صاحب هر نعمت و هر خوبى هستى و منتهاى هر آرزويى تويى .