حسين عليه السلام اگر چه وجودش مالامال از توجه خاص به خداوند متعال بود و اگر چه دلش در حد كمال ، محكم و استوار بود و مىدانست كه در آن معركه ، كه دشمن همه گونه شرارتى را مرتكب مىشود ، نه خودش و نه اصحابش شكست نمىخورند ، و با روحيه و قوّت ايمان به خدا در خط خود و صراط مستقيم فداكارى در راه دين و استقبال از شهادت ، دشمن را بيچاره مىنمايند ، اما با اين همه ، مرد موحد و بندهء خاص و خالص خدا همه چيز و همهء نيروها را از او مىداند و فقط او را حى و قيوم مىشناسد ، از اين رو با ابتهال تمام ، از خدا طلب كمك كرده و وثوق و اعتماد خود به پروردگارش را اعلام مىنمايد ، و چنان دعا و ابتهال مىكند كه زبان و بيان ما از تقرير اين شور و شوق و توجه حسين و اصحابش به خدا عاجز است .
دعاى حسين عليه السلام چه بود ؟
حسين عليه السلام در اين روز آنچه را كه به ظاهر براى انسان عزيز است و همه براى حفظ آنها دعا مىكنند ، در ورطهء خطر قطعى مىبيند . او دعا مىكند ، اما دعايش نجات ظاهرى از اين ورطه و امتحان بزرگ نيست ؛ دعا نكرد كه خدايا ! جوانانم و برادرانم را از اين قتل و شهادت و اهل بيت را از اسارت ، نجات بده و آنها و اصحابم را باقى بدار ، يا شير خوارم را مورد ترحم اين اشرار قرار بده ؛ نه ! او اين گونه دعا نمىكرد و هيچ يك از اصحاب و ياورانش هم اين گونه دعا نمىكردند ؛ آنها همه به شهادت مىانديشيدند ؛ آنها از اينكه انصار خدا ، انصار رسول خدا و انصار حق مىباشند به خود مىباليدند .