تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با عاشوراييان (فارسى) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
گرم شور و شوق و فوز به لقاء الله و ثواب حق تعالى شدند ، جاى تعجب نيست .

برگزيدگان مكتب ايمان

اين اصحاب ، برگزيدگانى بودند كه از پيش براى چنين امتحانى آماده شده بودند و در درك اين فضيلت از همهء بزرگان و اصحاب پيغمبر صلى الله عليه وآله و ياران اميرالمؤمنين و امام حسن عليهما السلام كه در آن عصر زنده بودند ، پيشى گرفته و بر همه ، فضيلت ، بلندى و رتبت يافتند . در كتاب « بصائر الدرجات » از حذيفة بن اسيد غفارى قريب به اين مضمون نقل شده است كه : « پس از اينكه حضرت مجتبى عليه السلام از كوفه به سمت مدينه عزيمت كرد من در التزام ركاب آن حضرت بودم و شترى را ديدم كه بارى بر آن است و پيشاپيش حضرت ، حركت مىكند . به حضرت عرض كردم : « جعلت فداك ( فدايت شوم ) ! مگر بار اين شتر چيست كه شما به آن توجه داريد و آن را زير نظر قرار داده‌ايد ؟ » فرمود : « طومار اسامى شيعيان ماست . » گفتم : « فدايت شوم ! مىشود آن را به من نشان بدهى تا نام خودم را در آن ببينم ؟ » فرمود : « آرى ! فردا صبح نزد من بيا . » از آنجا كه من خود خواندن نمىدانستم ، برادر زاده‌ام را به همراه خويش بردم . حضرت مجتبى عليه السلام فرمود : « اين جوان كيست ؟ » عرض كردم : « برادرزادهء من است ؛ او را آورده‌ام تا نام مرا در آن طومار ببيند . » حضرت مرا امر به نشستن فرمود و دستور داد آن ديوان و دفترى را كه در ميانه است بياورند . برادر زاده‌ام در آن