پرش به محتوای اصلی

آفتاب مشرقين (دفتر شعر عاشورايى) (فارسى) — صفحه 59

پدیدآورندگان:

ص۵۹
يزيديان همه در كاخ‌هاى نعمت و ناز ميان بستر ديبا و پرنيان ديدم وزير اجنبى و مستشار بيگانه خراب ، مملكت از شرّ اين و آن ديدم خليفه گرم فساد و قمار و شرب مدام به هر گناه و حراميش ، قهرمان ديدم نه معتقد به اصول و مبانى اسلام نه از شرافت و وجدان ، در او نشان ديدم محيط وحشت و ارعاب و ضد آزادى همه بلاد و ديار و هر آستان ديدم به راه شام صد افسوس كودكان حسين ميان خار مغيلان دوان دوان ديدم چو آفتاب بر اوج سپهر در اين راه سر عزيز خداوند بر سنان ديدم گهش به دير نصارا گهى به طشت طلا گهى به خانهء خوليش ميهمان ديدم