پرش به محتوای اصلی

آفتاب مشرقين (دفتر شعر عاشورايى) (فارسى) — صفحه 58

پدیدآورندگان:

ص۵۸

بانوى كربلا

به شام رفتم و اندوه بيكران ديدم مظاهر ستم و كفر را عيان ديدم به هر كجا كه شدم ظلم بود و استبداد به هر كجا كه شدم جهل بيكران ديدم قرين ذلت و خوارى همه خواص و عوام اسير محنت حكّام ، مردمان ديدم زمامدار ، فرومايگان و نااهلان به كنج خانه ، بزرگان كاردان ديدم ز عدل و داد نجُستم علامت و اثرى به گلّه‌اى عجبا گرگ را شبان ديدم
آفتاب مشرقين (دفتر شعر عاشورايى) (فارسى) — صفحه 58 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني