تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
براى توست ، به نام خدا و به خدا ، و خدا بزرگتر از همهء هستى است ( اللَّه اكبر ) ، بار الها از من بپذير » « 15 » . / 68 فايدهء اين شعائر آن است كه كمالات روحى و معنوى را مىافزايد . «
فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها
- و چون پهلوهايشان بر زمين رسيد . . . » يعنى چون پس از نحر شدن بر زمين در غلتيدند به گونه‌اى كه پهلويشان كاملا بر خاك قرار گرفت ، كنايه از پايان جنبش و نشان بيحركتى كامل . «
فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ
- از آنها بخوريد و فقيران قانع و گدايان را بخورانيد . . . » دو كلمهء « القانع و المعترّ » دلالت بر دو معنى دارند كه عبارت است از فقير و مسكين . فقير آن است كه قوت و آذوقهء يك سال خود را ندارد ، امّا مسكين آن است كه فقر و نادارى او را خانه نشين كرده و فقر و نيازمندى او از آن يك سخت‌تر است . اصل كلمهء قانع همان فقيرى است كه بدانچه به دو دهى قانع و خرسند است ، پس او چنان كه پروردگار سبحان در آيه‌اى ديگر گفته است : ( تحسبهم اغنياء من التعفّف ) « 16 » آنان را از آن روى كه خويشتن دارند توانگران پندارى . در حالى كه اصل كلمهء معترّ كسى است كه از گدايى خوددارى نمىورزد . اين كلمه مشتق است از « عرّ » كه مرض جربى است كه به پوست شتر مىرسد ، و معترّ گويى چنان است كه اين بيمارى به صورتش زده و پوست چهره‌اش را افكنده ، كه كنايه از رفتن آبرو و عدم شرم نزد اوست . و در روايتى آمده كه معترّ كسى است كه از تو چيزى مىطلبد . . . و سؤال نمىكند . و در حديثى ديگر از ابى عبد اللَّه الصّادق - عليه السّلام - آمده است : « قانع كسى است كه بدانچه به دو دهى خرسند مىشود و خشم نمىگيرد و
هامش
( 15 ) - تفسير نمونه ، ج 14 ، ص 107 . ( 16 ) - مضمون وسط آيه 273 از سورهء بقره .