راستين بپردازد ، اگر به صورت كامل در رفتار و اقدامات خود آن را يافت درست است و گرنه ايمانش كامل نيست .
از اين رو مىبينيم قرآن ميان كسى كه به خدا ايمان كامل دارد و اين امر به صورت توكّل به ذات زندهاى كه نمىميرد منعكس مىشود و رفتار بندگان رحمان چنان كه آيات كريم آنها را توصيف كرده ، پيوند مىدهد .
4 - هر چه انسان پروردگارش را از طريق نزديك شدن به دو از خلال عبادت بشناسد ، همان قدر خود را به صورت كاملتر مىشناسد ، و اين دو شناخت متقابلند ، و سبب مقابله آن است كه خداست كه انسان را آفريده ، پس ايمان او به خداى آفريننده ، وى را به ايمان نسبت به بندهء آفريده شده فرا مىخواند . چيزى كه او را به اندازهء عبوديّت و بندگى و ناتوانى خود ، يا محدوديّت و تنگى افق خويش عارف و صاحب شناخت مىكند ، و ميان اين دو امر ( شناخت خدا ، و شناخت خويشتن ) به سوى تكامل شخصيّت ايمانى موجود در انسان مؤمن رشد و نموّ مىكند .
بدين سان قرآن ما را به نشانههاى پروردگارمان كه در آفاق پراكنده است با يادآورى از پس يادآورى دل آگاه مىسازد و مىگويد متعال است :
«
الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
- آن كه آسمانها و زمين و هر چه را در ميان آنهاست به شش روز بيافريد . . . » هنگامى كه انسان بر فراز بلنداى تپهاى مىايستد ، و به سوى زمينى كه زير پاى او گسترده يا آسمانى كه بر فراز او كشيده شده است چشم مىافكند ، از تمام اينها حيران و مبهوت مىشود ، و در اينجا ، و بويژه در لحظات حيرت و شگفتى ، بر اوست كه اين شگفت زدگى را راهى براى ايمان به خدا قرار دهد ، پس هر چه عظمت و قدرت / 467 و زيبايى و نيكويى را كه در آفرينش جلوهگر است بيابد و درك كند ، همان قدر ايمانش به عظمت آفريننده ژرفتر مىشود .
شايد اين كه خداوند آسمانها و زمين را در شش روز آفريده دليل بر آن باشد كه خدا آنها را به استمرار تحوّل بخشيده و ديگرگون ساخته است تا به صورتى كه امروز دارند رسيدهاند . و اين بر ناتوانى خدا دلالت نمىكند ، بلكه به استمرار تسلّط و