تكذيب كنندگان ، و آوردن ضرب المثلهايى از رويدادهايى صورت مىگيرد كه بر گذشتگان عارض شده است . قرآن در اينجا ما را يادآور مىشود كه واقعيّت انسانى كه در دنيا به وحى متوسّل و متمسّك نمىشود شبيه واقعيّتى است كه در آخرت براى او مجسّم مىشود ، او در حالى كه چهره بر زمين دارد راه مىرود ولى راه را نمىبيند ، پس اگر بايستد ايستادنش در محلّ شرّ است و اگر راه بسپارد راهش گمراهه است .
قرآن تأكيد مىكند : كسى كه به وحى ايمان ندارد و به رسالت دست در نمىزند نه تنها به آرزوهايش نمىرسد بلكه افزون بر آن از نعمتهاى خدا بر خويشتن كه خرد و دانش است نيز محروم مىماند .
همانا خداوند به بشر به اندازهاى خرد و دانش داده است كه اگر آن را از طريق توسّل به وحى ، كه اندوختههاى خرد را در دلش بر مىانگيزد ، به كار گيرد ، بيگمان خرد و دانش او افزون مىشود . ولى اگر رسالت را رد كند ، براستى خرد را از دست مىدهد ، چنان كه خداوند آنچه به دو داده از او باز مىگيرد و در حالى راه مىرود كه با چهره بر خاك افتاده و چون افراد گيج و حيران خبط و خطا مىكند ، و مانند چارپايان و بلكه از آنها نيز گمراهتر است .
/ 434 پس از اين بيان قرآن كسانى را بيم و هشدار مىدهد كه اين مطالب را مىشنوند ولى از سرانجام گذشتگان ، از قبيل قوم نوح و عاد و ثمود ، و آل فرعون پند و عبرت نمىگيرند ، وقتى آل فرعون موسى و برادرش را تكذيب كردند ، خداوند آنها را نابود كرد زيرا به شرعى بودن ارزشها اعتراف نمىكردند ، پس اگر ارزشها نبود افراد بشر با تمام نيروها و توانمنديها و نامها و شعارهايى كه دارند نزد خدا وزن و اعتبارى نداشتند ، زيرا در پيشگاه او مهمتر همان ايمان و كردار شايسته و نيك است . و هر امّتى كه اين دو ، ايمان و كردار نيك ، را از دست بدهد علّت وجودى را از دست داده است ، و نابود كردن اصحاب رسّ به وسيلهء خداوند جز براى اين نبوده كه آنان امّتى بودهاند كه نسبت به حقّ كفر ورزيدهاند ، و اين سنّت الهى در زندگى است .
برخى از مردم هستند كه به قلبشان دنيا دوستى نوشانده شده و ارزشهاى
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 434
مساهمون: احمد آرام
ص٤٣٤