است بعيد ، سپس گفتند : بلكه وعدهاى دروغ و رستاخيز همين زندگى دنياست كه در آن مىميريم و زنده مىشويم .
آنها بدين گمراهى خود ادامه دادند و نوح را تكذيب كردند كه بر خدا دروغ مىبندد و تصميم گرفتند كه هرگز به دو ايمان نياورند و سخنش را باور نكنند .
اين تكذيب بر دل نوح ( ع ) آن بندهء صالح كه شناخت پروردگار سراسر قلب تسليم شدهء او را فرا گرفته بود ، و خود از خويشتن قدرتى سراغ نداشت ، سخت گران آمد ، و به درگاه پروردگار خود دعا كرد و گفت : «
رَبِّ انْصُرْنِي بِما كَذَّبُونِ
- پروردگارا ، اكنون كه تكذيبم مىكنند ، ياريم كن » .
شرح آيات :
/ 171 [ 23 ] در آيات پيشين نعمتهاى خدا را بر بشر ديديم ، ولى از چه روست كه مىبينيم انسان با وجود تجلّى در همه چيز ، به او ناسپاسى و كفر مىورزد ، و ميان خود و شناخت او پردههايى دروغين مىآويزد و از نشانههاى ذات متعال او روى مىگرداند ؟
«
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ
- هر آينه نوح را بر قومش فرستاديم ، گفت : اى قوم من ، خداى يكتا را بپرستيد . شما را خداوندى جز او نيست . آيا پروا نمىكنيد ؟ » همانا تسليم و سر سپردگى انسان به نيروهاى ديگر است كه او را از شناخت خدا و فرمانبردارى از او دور مىكند . اين آيه مشكل قوم نوح را بيان مىكند ، آنها به نيروهايى ديگر سر سپرده بودند . آيهء بعدى به دو نيرو از آنها توجّه مىافكند :
[ 24 ] نخست : خود پرستى كه آنها را به جانب بزرگى فروشى نسبت به حق راند .
«
فَقالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً
- مهتران قومش گفتند : اين مرد انسانى است همانند شما ، مىخواهد بر شما برترى جويد . اگر خدا مىخواست