اسامه ، نادم و پشيمان گرديد و از پيغمبر صلى الله عليه وآله تقاضا كرد كه براى او استغفار نمايد . پيغمبر صلى الله عليه وآله فرمود : امم گذشته و پيشينيان از آن جهت نابود شدند كه چون از بزرگان ايشان يك نفر مرتكب دزدى مىگشت او را رها مىكردند و كيفر نمىدادند و چون ضعيفى اين گناه را مىنمود ، او را به كيفر گناهش مىرساندند . سوگند بدان خدايى كه جان محمّد در دست اوست اگر فاطمه دختر محمّد ، دزدى كند فرمان دهم تا دست او را قطع كنند ! « 1 » پس از آن فرمود تا دست فاطمه مخزوميه را بريدند و بر او ترحّم فرمود و او را عطا مرحمت كرد .
فاطمه عرض كرد : آيا توبه من مقبول است ؟
فرمود : از گناه خويش ، مانند روزى هستى كه از مادر تولد يافتى .
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 4 ، ص 150 ، ج 8 ، ص 16 .