اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، همگى برپادارندگان عدالت
و قسط باشيد و براى خدا گواهى و شهادت دهيد اگرچه بر ضرر خودتان يا پدر و مادر يا نزديكانتان باشد .
و در آيه ديگر مىفرمايد :
( الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ) « 1 »
زن زناكار و مرد زناكار را به هر يك صد تازيانه بزنيد و در دين خدا ، ( يعنى اجراى حدود و مجازاتهاى شرعى ) مراعات رأفت ننماييد اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد .
در كتابهاى تاريخ است كه در سال فتح مكّه ( سال ششم هجرت ) در ايّام توقّف پيغمبر اكرم صلّى الله عليه وآله فاطمهى مخزوميه دختر اسودبن عبدالأسد ، برادرزاده سلمة بن عبدالأسد - كه از اشراف قبيله بنىمخزوم بشمار مىرفت - ، دزدى نمود و در موقع سرقت دستگير شد . چون او را به حضور پيغمبر صلوات الله عليه وآله آوردند ، رسول اكرم فرمان داد تا دست او را قطع كنند . خويشاوندان او اسامة بن زيد را برانگيختند تا نزد پيغمبر از او شفاعت كند . وقتى اسامه زبان به شفاعت گشود و تقاضاى عفو او را كرد ، رنگ و چهره پيغمبر صلّى الله عليه وآله تغيير كرد و اسامه را توبيخ نمود و فرمود :
« لايشفع في حدٍّ فانّ الحدودَ إذا انتهتْ الىّ فليس لها مترك »
درخواست شفاعت در اجراى حدّ نكن همانا حدود ، هرگاه نزد من ثابت شد راه صرف نظر نخواهد داشت .
هامش
( 1 ) . سورهى نور ، آيهى 2 .