نگريسته و مثل اصل مسلّمى مىپذيرند .
3 . گروه ديگرى را تعصّب مسيحيت ، كور و كر كرده و براساس تعصّب ، از تحريف و قلب حقايق و بستن هرگونه تهمت و افترا به مسلمانان ، باكى ندارند .
4 . بعضى از « خاورشناسان » به كاوش و تجسّس از آراء غير مشهور پرداخته و اسامى و نامهاى فرقههاى از بين رفته يا وجود نيافته را زنده مىنمايند و اين كار را به نظر خود كشفى شمرده و مسلمانان را متهم مىسازند .
5 . برخى ديگر در مقام ايجاد تفرقه بين مسلمانان و آنان را در برابر و مقابل يكديگر قراردادن و به اتحاد اسلامى ضربه زدن ، در بلاد اسلام ، گردش مىكنند ؛ و از اين فرقه يا اهل اين منطقه چيزى را شنيده يا نشنيده ، به فرقهء ديگر و اهل منطقهء ديگر مىرسانند و تخم عداوت و كينه و بدبينى را بين آنها مىپاشند .
6 . بعضى ديگر براى اينكه وضع موجود را متزلزل ساخته و شعاير اسلامى را تضعيف نمايند در گذشتهها و سوابق بسيار دور ملل و جوامع ، تجسّس مىكنند ؛ و سپس با تجديد آن گذشتهها ، فرهنگ مرده و كهنه را به آنها عرضه مىدارند و مردم را عقبگرا مىنمايند و التزام و تعهدشان را به سنن و شعايرى كه به آن ملتزم و متعهد هستند ، ضعيف مىسازند و سرگردان و بىعلاقه و بىشخصيتشان مىكنند و خصايص دينى و قومى آنها را از آنان سلب مىنمايند .
7 . معدودى مستشرقين بىغرض نيز هستند كه تا حدودى صلاحيّت
پاسخ به ده پرسش (پيرامون امامت ، خصائص و اوصاف حضرت مهدى ع) (فارسى) — صفحة 92
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٩٢