پاپ هستند و از جانب وزارتهاى مستعمرات يا مراكز ديگر حتى يونسكو - كه تحت نفوذ كامل « صهيونيسم » قرار دارد - مأموريت دارند تا عليه اسلام و مسلمانان ، كتاب و رساله و مقاله بنويسند .
اين دسته از خاورشناسان ، پيشقراول استعمار و غربزدگى بوده و در جدا كردن مسلمانان از فرهنگ و آداب اسلام و تضعيف علايق اسلامى و كم كردن التزام مسلمانان به احكام و تعاليم دين نقش مؤثرى داشته ، و نقشههايى كه عليه مسلمانان طرح كرده و پيشنهادهايى كه بسا به صورت دلسوزى و دعوت به ترقى و تعالى مىدهند ، از سوء نيت و خبث باطن آنها حكايت مىكند ؛ و متأسفانه گفتههاى آنها در مطبوعات و جرايد و مجلات غربزده و مقلد و مزدور مسلمانان نيز منعكس مىگردد .
مثلا يكى از آنها فردى است به نام ماسينيون كه مأمور وزارت مستعمرات فرانسه بود . وى همان كسى است كه پيشنهاد داد تا براى تجزيه و تفرقه ملل عرب و براى متروك كردن لغت قرآن و بيگانه كردن مسلمانان از منطق قرآن و هدايتها و ارشادات آن ، بايد در هر منطقه از بلاد عرب ، لغتهاى محلى را رسميت داد تا به تدريج ، زبان قرآن و منطق و تعليمات قرآن مهجور گردد و كسى چيزى از آن را درك نكند و همه از آن بيگانه شوند « 1 » .
بعضى از اين مستشرقان مانند جولد تسيهر در كتابهايى كه نوشتهاند ، مغرضانه مطالب را تحريف كردهاند و مانند لامنس سعى مىكنند در تاريخ
هامش
( 1 ) . چنان كه تغيير خط و الفبا كه در تركيه عملى شد و اكنون هم استعمار آن را در نقاط ديگر زمزمه مىكند ، به همين منظور بود كه جامعة « تُرك » از اسلام و قرآن مجيد و كتابها و معارف اسلام بيگانه گردد و خيال استعمار و غرب و مسيحيت از جانب او راحت باشد و « سلطان محمد فاتح » ديگر پيدا نشود .