تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسخ به ده پرسش (پيرامون امامت ، خصائص و اوصاف حضرت مهدى ع) (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
است كه از شواهد اين موضوع است . و نيز در تفسير آيه كريمه : ( وَجَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَاغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لايُبْصِرُونَ ) « 1 » و در مقابل و پشت سر آنها مانعى قرار داديم و آنها را به وسيله آن مانع ، پوشانديم ، پس آنها نمىبينند . در كتب تفاسير ، رواياتى است كه دلالت بر اين موضوع دارند « 2 » . در تاريخ زندگى ائمه عليهم‌السّلام نيز براين موضوع ، شواهد متعددى وجود دارد ؛ مانند غايب شدن حضرت امام زين‌العابدين عليه‌السّلام از نظر مأموران عبدالملك مروان ، كه علاوه بر علماى شيعه ، علماى اهل‌سنت مثل ابن حجر نيز آن را روايت كرده‌اند . پس مسأله غايب شدن شخص ، مسأله‌اى واقع شده و سابقه‌دار مىباشد . و اما خفاء عنوان و ناشناخته ماندن انسان ، بدون غايب شدن بدن ، بسيار بسيط و ساده است و در بسيارى از موارد ، محتاج به اعجاز و خرق عادات نمىباشد ، و همواره اشخاصى را مىبينيم كه كاملًا در نظرها آشكارند ، ولى آنها را نمىشناسيم . پس از اين مقدمه ، در جواب سؤال گفته مىشود : اگرچه فلسفه و صحت و فايدهء غيبت ، به هر يك از دو نحو ( غايب شدن جسم و ناشناس بودن ) حاصل مىشود و اين جهات كه امر امام عليه‌السّلام
هامش
( 1 ) . سورة يس ، آية 9 . ( 2 ) . التبيان ، الدر المنثور ، نور الثقلين . مجمع البيان و تفاسير ديگر .
پاسخ به ده پرسش (پيرامون امامت ، خصائص و اوصاف حضرت مهدى ع) (فارسى) — صفحة 83 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني