تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسخ به ده پرسش (پيرامون امامت ، خصائص و اوصاف حضرت مهدى ع) (فارسى) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
ابن هشام در سيره حكايتى از مستور ماندن وجود مقدس پيغمبر صلّى الله عليه و آله از نظر امّ جميل حمالة الحطب روايت كرده كه در پايان آن ، اين جمله را از پيغمبر صلّى الله عليه و آله نقل نموده است : « لَقَدْ أَخَذَ اللهُ بِبَصَرِها عَنّي » « 1 » خداوند ديد او را از من گرفت و مرا از او پنهان نمود . در وقت هجرت از مكه معظمه به مدينه طيبه نيز ، برحسب تواريخ معتبر ، مشركين كه بر در خانه پيغمبر صلّى الله عليه و آله براى كشتن او اجتماع كرده بودند ، آن حضرت را نديدند . بدين ترتيب كه پيغمبر صلّى الله عليه و آله بعد از آنكه حضرت على عليه‌السّلام را مأمور فرمود تا در بستر او بخوابد ، بيرون آمد و مشتى خاك برگرفت و بر سر آنها پاشيد و : ( يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكيمِ ) را تا : ( فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ ) قرائت كرد ، و از آنها گذشت و كسى آن حضرت را نديد . « 2 » و در تفسير الدر المنثور جلد 4 ، صفحه 186 ، حكايتى است طولانى راجع به خبرى كه حضرت امام جعفر صادق عليه‌السّلام آن را از پدر بزرگوارش ، و آن حضرت از امام زين‌العابدين و او از اميرالمؤمنين عليهم‌السّلام روايت كرده
هامش
( 1 ) . سيرة ابن هشام ، ج 1 ، ص 378 و 379 ، و روايات ديگرى از « ابن مردويه » ، « بيهقى » ، « ابى يعلى » ، « ابى نعيم » ، « ابى شيبه » ، و « دارقطنى » ، در الدر المنثور در تفسير آية شريفه نقل شده است . ( 2 ) . سيرة ابن هشام ، ج 2 ، ص 95 و 96 . طبقات ابن سعد ، ج 1 ، ص 228 . كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 103 . و از كتب معاصرين : مع الانبياء فى القرآن ، ص 367 .