طورمطلق از كارها كنارهگيرى ندارند .
اگر گفته شود : حال كه چنين است ، اگر چه ظهور كلى حضرت صاحبالامر أرواحنا فداه متوقف بر حصول شرايط و مقدمات و اذن خداوند متعال است ولى اگر اين گونه مداخلات و توجيهات و مقابلات و تشرف دادن اشخاص به سعادت لقاء و شرفيابى به حضور آن حضرت بيشتر باشد ، كه يك ظهور جزئى هميشه در بين باشد ، اصلاحات مهمى انجام خواهد شد و بسيارى از مصالح تأمين و مفاسد زيادى دفع مىگردد .
مثلا اگر آن حضرت با علما و زعما ، به نحوى كه او را هنگام ملاقات نشناسند و بعد بشناسند ، ديدارى كند و آنها را راهنمايى بنمايد ، جريان امور مستقيم مىشود ؛ پس چرا چنين برنامهاى نيست ؟ و البته خود آن حضرت داناتر به وظايف خود هستند و آنچه را وظيفه دارند و به مقدارى كه مصلحت باشد ، اين كارها را انجام مىدهند و يقيناً به هر نحو عمل فرمايند ، همان عين وظيفه و مصلحت است .
پاسخ اين است كه : سخن تمام همين است كه گفته شود وظايف و تكاليف حضرت بيشتر از آنچه انجام مىدهند نيست ؛ و آن حضرت ، عالم به مصالح و موارد هستند ، و در حدودى كه مصلحت باشد و به نظام غيبت و تربيت امت و آماده ساختن آنها براى ظهور كلى ، خلل وارد نشود ، اقدام مىفرمايند .
و اگر بنا باشد كه امور تحت نظر مستقيم ايشان قرار بگيرد و استناد علما و خواص ، و بلكه عوام ، در اعمال و اقدامات به راهنمايىهاى شخصى و خاص ايشان باشد ، يك باب ديگر باز مىشود ، و نظام دين و نظامى كه در عصر غيبت كبرى در نظر گرفته شده است ، اختلال مىيابد ، و براى هر لقاء
پاسخ به ده پرسش (پيرامون امامت ، خصائص و اوصاف حضرت مهدى ع) (فارسى) — صفحة 56
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٥٦