تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
اين همه آثار كمال در عالم ، از كجا وجود يافته ؟ بنابر اين ، خدا ، يا هست كه غير از خداى يگانه نيست و يا فرض عدم وجود او مىشود كه در اين صورت ، جهان و ماده هم نخواهد بود . و به عبارت ديگر : فرض اينكه ماده يا به تعبيرى كه در سؤال شده ، جهان ازلى باشد آن را صالح براى علةالعلل بودن نمىنمايد ؛ چون علةالعلل و پديد آورنده اين نظام بايد خود ، داراى علم ، اراده و قدرت باشد . پس اين جمله كه خدايان جهان فقط در اسم اختلاف دارند ، معنا ندارد ؛ چون خدا ( البته نه فقط معبود ) يعنى ذات قادرِ حكيمِ مختارِ عالمِ خالقِ جامعِ صفات كمال غير از واحد فرض نمىشود و جهان يا ماده ، اين اوصاف را ندارد . به علاوه چگونه اشيايى مثل جهان و ماده و ذات خدا را متعدد مىداند ولى مىگويد : « فقط در اسم با هم اختلاف دارند » . اگر تعدد عينى و خارجى نباشد ممكن است اسمايى متعدد مسمّاى واحد داشته باشند ، ولى اگر تعدد عينى و خارجى باشد ، بلكه اگر ذهنى هم باشد ، اختلاف فقط در اسم نيست بلكه در مسمّاست . و اگر غرض اين است كه همه به يك حقيقت اشاره دارند در نهايت در تشخيص مصداق ، اختلاف و اشتباه روى مىدهد ، در اين صورت مىگوييم مصداق حقيقى و مسمّاى واقعى آن ، همان ذات بارى تعالى است . و اگر مقصود اين است كه ناچار بايد : به ذاتى ازلى قائل شويم ، تفاوت نمىكند كه ماده و جهان را ازلى بدانيم يا خداوند را ، ابهام هر دو در اين موضوع يكسان است . اين سخن هم اگر چه از اين جهت كه بايد به ازلى بودن چيزى قايل شويم صحيح است ، اما عدم تفاوت مذكور صحيح نيست ، زيرا فرق است بين اينكه ماده را ازلى بدانيم يا خدا را ، اگر ماده را ازلى شمرديم نمىتوانيم اين همه