موريس مترلينگ دركتاب جهان و ابديّت مىگويد : « خدايان جهان فقط در اسم اختلاف دارند چه بگوييم كه جهان هميشه بوده و چه بگوييم خداوند ازلى بوده ، ابهام در هر دو موضوع مثل هم است ! »
پاسخ
اين سخن ، سخنى مجمل و حاكى از عدم توجه به حقيقت بحث است ، با اينكه مادّه ازلى نيست و حادث است ، فرض ازلى بودن ماده ملازم با فرض خدا بودن و علةالعلل بودن آن نيست ، يعنى غير از ذات ازلى بارى تعالى هر چيز را فرضاً ازلى بگوييم ، آن چيز ، خدا يعنى ذاتى كه جامع جميع صفات كمال و آفريننده و دانا و توانا و داراى صفات ثبوتيه و سلبيه است ، نخواهد بود .
مادّه ، مادّه است و ازلى هم كه باشد ، خدا نخواهد بود ، ولى خداوند يعنى « الله » كه ذات مستجمع جميع صفات كماليه است ، كه از جمله آنها اراده ، قدرت ، وحدت و تفرّد و يكتايى و يگانگى و بساطت و عدم تركيب است ، محال است متعدد باشد ؛ چون فرض تعدد ، مستلزم فرض عدم استجماع جميع صفات كماليه است .
بنابراين ، يا خدا هست و او غير از ذات مقدس يگانه ، دارنده جميع صفات كمال نيست و يا اگر به فرض محال فرض شود كه ذاتى كه در بر دارنده تمامى صفات كمال باشد ، وجود ندارد ، ماده اگر در اين فرض ، ازلى هم باشد خدا نيست ، پس