نقصها مىگردد و عوامل و علل باعث اين نارسايىها مىشود ؛ چنانچه در عالم بعد از رحم نيز عوامل و علل ، نقصها و كمبودها را به وجود مىآورند كه شناخت اين علل و عوامل به طور تفصيل ، در سلسلههاى طولانى و شعبى كه دارند ، همان شناخت اسرار قضا و قدر الهى است كه احاطه به آن براى افراد عادى كه مؤيد من عنداللّه نيستند هر چه هم عالم و دانشمند باشند ميسّر نيست .
مطلب ديگرى كه در اينجا تذكرش لازم است اين كه : اين گفته كه به مواليد ناقصالخلقه ظلم مىشود ، بر اساس حساب مادّى و دنيايى است و اينكه همه چيز از ديده آسايش و راحتى يا زحمت و ناراحتى دنيايى بررسى شود و ناقصالخلقهها را بدبخت و تندرستها را خوشبخت بشمارند و زحمات و صدمات و مصايب و مجاهدات آنان ، تلافى و تدارك نشود . در اين صورت هر چه بر سر اين افراد بيايد خسارت و زيان جبران ناپذير و بدون تدارك است و اين افراد در زندگى مغبون و محكوم به بدبختى هستند و غير از اين رنج و زحمت و نگرانى و گرفتارى و سختى بهرهاى از زندگانى نمىبرند .
بر اساس حساب دنيايى و مكتب مادّى ، ثمره همين است و غير از اين نيست . اين افراد هيچ نتيجهاى از زندگى نمىبرند و بهتر اين است كه هر چه زودتر حياتشان - اگر چه به خودكشى باشد - پايان پذيرد . بلكه بنابراين حساب ، تامّ الخلقهها بالاخره چون زندگيشان آلوده به مرارتها و تلخىها و ناكامىها و نگرانىهاست و حيات و وجودشان ترجمه و تفسيرى كه واقعاً دلپسند و آرام بخش باشد ندارد ، عدمشان بهتر از وجودشان بوده است . و اگر هم فرض كنيم هيچگونه نگرانى برايشان پيش نيايد ، اگر فقط حساب زندگى اين جهان است باز هم اين حيات براى آنان حاصلى ندارد .
اما بر حسب مكتب زنده و اميد بخش و الهى اسلام ، هيچ فردى محكوم به بدبختى نيست و زندگيش بيهوده و بىثمر نمىباشد ، مكتب اسلام عاليترين
به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٧١