تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
ادبى و لطايف مىسرايد . « نويسنده » ، بهترين كتاب را با سبك نو و مطالب علمى تازه مىنگارد . « مهندس » ، نقشه بزرگترين ساختمان را كه نظيرش سابقه ندارد ، طرح مىنمايد . « هنرمند » زيباترين تابلوهاى نقاشى را مىكشد . شكى نيست كه اين آثار ، پس از عدم به وجود آمده‌اند ، از كجا آمده‌اند ؟ و چگونه در ذهن شاعر و هنرمند موجود شده‌اند ؟ آيا قابل تصور است ؟ حتماً نه . آيا شعر ، نقشه ، اثر هنرى و تأليف ، قابل انكار است ؟ حتماً نه . آيا وجود صورت قصيده ، نقشه ، اثر هنرى و تأليف در ذهن - يعنى وجود ذهنى آنها - قابل انكار است ؟ يقيناً نه . پس اين شعر و اين قصيده و اين آثار كجا بودند كه در ذهن شاعر ، نويسنده و . موجود شده‌اند ؟ بنابر اين ، بعد از اينكه برهان طبيعى و عقلى ، حدوث و ايجاد ماده را از عدم ثابت مىكنند ، امكان يا عدم امكان تصور آن ، ضررى به حقيقت بودن آن نمىزند . در خاتمه معلوم باشد كه به مسأله حدوث شىء از عدم در قرآن مجيد مكرر تصريح شده است و معجزات انبيا و اوليا كه خوارق عادات است نيز آن را تأييد و ثابت مىنمايد .