اگر چه طبق ادلهاى كه اقامه شده ، آفرينش ماده از عدم عقلًا محال نيست و اعتقاد به ايجاد آن بعد از عدم ، مستلزم تناقض عقلى نمىباشد بلكه مسبوق نبودن اين عالم به عدم ، محال و مستلزم تناقض عقلى است ، لكن عقول ما از تصور حصول شىء از لاشىء يعنى خلقت ماده از عدم ، عاجز است و هر چند از طريق برهان عقلى يقين داريم كه ايجاد شىء از عدم ، ممكن است و محال نيست ولى از تصور آن قصور داريم .
پاسخ
1 . عدم امكان تصور حقيقت شىء ، دليل بر عدم آن نمىشود . و وقتى دليل عقلى بر آن اقامه شد ، عدم تصور آن مانع از اعتراف به آن نخواهد شد .
2 . منشأاين عجز و ناتوانى اين است كه شما باز هم گرفتار استقراى ناقصى كه نتيجهاش قطعى نيست ، شدهايد ؛ چون هر چه را ديدهايد ، به گمان شما حصول و ايجاد شىء از شىء بوده است و لذا حصول و ايجاد شىء را از
لاشىء نمىتوانيد تصور كنيد « 1 » ، ولى عدم مشاهده حصول شىء از لاشىء دليل
هامش
( 1 ) . واضح است كه مقصود از ايجاد شىء از لاشىء اين نيست كه لاشىء چيزى است كه شىء از آن ساخته مىشود ، بلكه مقصود ، ايجاد شىء پس از لاشىء بودن ، ابداع و اختراع آن است . .