از ايشان پرسيد : آيا متأثر و اندوهگين شدى ؟
حضرت فرمود : ديدى عبدالله بن ابىّ چه گفت ؟
آن شخص عرض كرد : قبل از آمدنِ شما به مدينه ، قرار بود تاجگذارى كند و شاهِ مدينه شود ؛ او براى حكومتِ خود رؤياها داشت ، براى خوردن اموال حكومتْ دندان تيز كرده بود ؛ با آمدن شما به مدينه ، رؤياهاى عبدالله بن ابىّ بر باد رفت ؛ در نتيجه نه تنها شاه نشد ، بلكه به دليل دورويى و مخالفتش بااسلام ، موقعيّت اجتماعى او از يك فرد معمولى هم پايينتر آمد . مردم به چشمِ يك منافق حيلهگر به او نگاه مىكنند .
در كشور خودمان ، شما افرادى را در نظر بگيريد كه در زمان تحصيلاتشان چپى بودهاند و به نفع اجانبْ خدمت مىكردهاند . با اين سوابقشان ، چندين بار هم در زندانهاى شاه محبوس شدهاند . در زندانهاى شاه با ساواك كنار آمده و جزو منابع ساواك شدهاند .
حالا جمهورى اسلامى به اينها مىگويد : شما نمىتوانيد در اين مقام و پستِ مهم باقى بمانيد .
آيا انتظار داريد اين فرد ، از جمهورى اسلامى راضى باشد ؟
من حتى يك بار هم نديدم كه شخص محكومى بگويد : من به حق محكوم شدهام . همهء محكومان از حكمى كه عليه آنها شده است ، ناراضى هستند .
آيا نارضايتىِ آنها نشان دهندهء ناحق بودنِ احكام صادره است ؟
براى بر طرف كردن نارضايتى ناراضيان چه مىتوان كرد ؟ آيا مىتوان به مردم اجازه داد ، هر كس هر كارى دوست دارد ، انجام بدهد تا ناراضى نشود ؟ در كجاى دنيا همهء مردم از حكومت راضى هستند كه در ايران باشند ؟ در كدام دورهء زمانى ، همهء مردم راضى بودهاند كه اكنون راضى باشند ؟
مهم اين است كه ببينيم در هر زمانى ، چه كسانى از يك حكومتْ ناراضى هستند ؟
پس بسيار طبيعى است كه عبدالله بن ابىّ ، اسلام و پيامبر گرامى اسلام را دوست نداشته باشد و با بدگويى برخورد كند .
اكنون گفته مىشود كه انقلاب اسلامى ايران ، عدهاى ناراضى دارد . ما هم قبول داريم كه تعداد بسيار ناچيزى از مردم از انقلاب اسلامى ناراضى هستند ؛ اما مگر انقلاب اسلامى ايران متعهد شده است كه همهء مردم را راضى كند ؟ آيا اساساً راضى كردنِ همهء مردم امكانپذير است ؟
عدهاى كارشان غارت و چپاول بيت المال و مردم بوده است ، در دورهء طاغوتْ درآمدِ سرشارى از اين راه به دست مىآوردهاند .
با پيروزى انقلاب ، دستِ اينها از تاراج اموالِ مردم بريده شده است ، ولى اينها هنوز مىخواهند به كارهاى سابقشان ادامه دهند .
آيا مىتوان آنها را راضى كرد ؟
گروهى ديگر مىخواهند هر پردهء حجاب و عفتى را پاره كنند و مانند مردم سوئد و سوئيس و آمريكا زندگى كنند . آيا مىتوان در ميان مردم مسلمان و جامعهء اسلامى ايران ، اين افرادِ فساد طلب را راضى نگه داشت ؟
وقتى پروندهء استخدامىِ برخى كارمندان را بررسى مىكنيم ، مىفهميم كه چرا در دوران صدر اسلامْ عدهاى از على عليه السلام ناراضى بودند .
چه كسانى از على عليه السلام ناراضى بودند ؟
چه كسانى از معاويه ناراضى بودند ؟
البته منظور من اين نيست كه مملكت ما هيچ كمبود و مشكلى ندارد ؛ بنده از برخى مشكلاتِ مملكت ، آشكارا سخن گفتهام .
منظور من انكار كمبودهاى واقعى نيست ، بلكه مىخواهم بگويم هر نارضايتىاى هم نشان دهندهء وجودِ بىعدالتى و ظلم نيست .
از زندانها به ما نامه مىنويسند و
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 73
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٧٣