عزّتمان ، ايمان به خداوند و تعهد داشتن به اسلام است .
برادران و خواهران عزيز ! ما سال 1358 و 1359 را با همهء مشكلات و سال 1360 را با همهء مصيبتهاى طاقتفرساى آن پشت سر گذاشتيم . از نيمهء دوم سال 1360 ه . ش . تا كنون ، نزديك به يك سال مىگذرد .
به لطف پروردگار ، در اين مدت ، جامعه و امّت ما حركت كرد ، يكپارچه و هماهنگ شد و شروع به خدمت نمود .
الحمد للّه نتيجهء تلاش مردم بسيار خوب بود و موجب تثبيت شرايط اجتماعى گرديد .
من اين مطلب را با اطمينان خاطر عرض مىكنم و قصد شعار دادن ندارم .
به تناسبِ مسئوليتى كه بر عهدهء بنده است ، معمولًا شكايتها ، شِكوهها ، گلايهها و در هم ريختگىها به ما منعكس مىشود .
حتى هنگامى كه در اتاق در بسته نشستهايم ، با آهها ، نالهها ، شِكوهها و شكايتها مواجه هستيم . اين برخوردها احتمالًا موجب ايجاد نوعى روحيهء بدبينى به شرايط كشور مىشود ؛ زيرا اين نالهها و خرابىها هر يك خبر از خرابىِ جايى مىدهد .
اخيراً به چهار استان كشور مسافرت نمودم .
در استانها ، تلاش كردم با امام جمعهها ، امام جماعتها ، علماى ساكن در منطقه ، مسئولان نهادها و ارگانها و حتى نمايندگان اصناف مردم تماس بگيرم و از مراكز مختلف مانند زندان و غير آن ، بازديد كنم .
در هر چهار استان ، با گروههاى مختلف مردم ملاقات كردم و به درد دلهاى آنها گوش فرا دادم . كمبودها و كاستىها را شنيدم .
مشكلاتى را كه مطرح مىكردند ، از اين قبيل بود كه به عنوان مثال ، در رسيدگى به يك پرونده ، به نظر شاكى ، عدالتْ اجرا نشده بود يا دو نفر از شخصيتهاى محلّى با يكديگر ناهماهنگ و ناسازگار بودند .
اين گونه مشكلات در سطح معيّنى ، مشكلات طبيعىِ هر جامعه و حكومتى است و شايد هرگز در هيچ جامعهاى ريشهكن نشود .
وقتى مشكلاتِ جامعهاى محدود به اين گونه كمبودها و كاستىها شود ، اين امر نشانِ سامان يافتن و تثبيتِ شرايط سياسىِ آن جامعه است .
قبل از سفر به مازندران ، يكى از نگرانىهايم مشكل جنگل و توطئهء گروهكها در آنجا بود . وقتى به آنجا رفتم ، ديدم مشكلى به عنوان بحران جنگل مطرح نيست . البته ضد انقلاب ، فعاليتها و توطئههايى در آنجا مىكند ؛ اما ناچيز و محدود است . چنان كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين حديثِ شريف فرمودهاند ، وضعيت امروز شما ، تفاوت فراوانى با وضعيت ديروزتان يافته است . امروز وضع جامعه تثبيت شده است .
نمايشگاهى كه در هفتهء گذشته داشتيم و با آن شكوه و استقبالِ بىنظير برگزار شد ، نشانگر شكوفايى استعدادها و تلاش و كوشش مردم بويژه جوانان و بارور شدن بذر اميد در قلب نيروهاى متخصص و فعال مردم است .
در نتيجه همهء مردم ، هماهنگ و هم جهت ، به سوى خودكفايى و قطع وابستگى ، پيش مىروند . بدنهاى مردم از يكديگر جدا است ؛ اما با فكرهايى به هم پيوسته ، هدف واحدى را دنبال مىكنند .
اينها همه نشان دهندهء سامان يافتن شرايط سياسى و برقرارى امنيّت اجتماعى در جامعه است .
بدون شك آنها كه منافع نامشروع خود را در اثر انقلاب از دست دادهاند ، با ديد مثبت به انقلاب نگاه نمىكنند و اين امرى بسيار طبيعى است . نقل شده است كه عبدالله بن ابىّ به پيامبر اكرم ناسزا گفت . پيامبر صلى الله عليه و آله متأثر شد . شخصى كه در حضور ايشان بود ،
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 72
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٧٢