بسيار خطرناك است . ادامهء دعا چنين است :
« اللَّهُمَّ انّى اعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجانِ الْحِرْصِ وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ » « 1 »
[ بار خدايا ! به تو پناه مىبرم از حرص و آز و تندىِ غضب و خشم ، و تسلطِ حسد و رَشك . ]
حسد يكى از بيمارىهاى روحى است .
فردى كه به اين بيمارى مبتلا مىشود ، نمىتواند هيچ نعمتى را در دستِ شخصِ ديگرى ببيند . فرد حسود نمىتواند نعمتها و امكاناتى را كه خداوند به ديگران داده و هيچ ضررى هم به او نمىرسانَد ، تحمل كند .
انسان حسود از آسايش ديگران در عذاب است و از رنجهاى آنها لذت مىبَرَد .
شخص حسود اگر بشنود كه فرد ديگرى به يك مشكل يا مصيبت يا گرفتارى دچار شده است ، به طور خودكارْ خوشحال مىشود .
اما اگر بشنود كه فرد ديگرى داراى نعمتى شده است ، عصبانى و ناراحت مىشود و همواره بدخواهِ ديگران است . ادامهء دعا چنين است :
« اللَّهُمَّ انّى اعُوذُ بِكَ مِنْ . . . وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ » « 2 »
[ بار خدايا ! به تو پناه مىبرم از . . .
و سستىِ صبر و شكيبايى . ]
زندگى انسان همراه با سختىها و دشوارىهاى فراوان است . انسان در هر مقام و مرحلهاى كه باشد ، باز هم همهء امور زندگى بر وفقِ مرادِ او نمىشود . براى هر انسانى در زندگى ، مشكلات ، ناراحتىها و ناملايماتى وجود دارد .
انسان صبور ، مقاوم و شكيبا ، مصيبتها را در خود هضم مىكند و آنها را تحمل مىنمايد . اگر حوادثْ مطابق ميلِ او باشند ، شكر مىكند و اگر خلاف ميلِ او باشند ، تحمل مىكند . اما اگر كسى صبور نباشد و نتواند در مقابل مشكلاتْ خود را كنترل كند ، در مقابلِ حوادثِ سخت ، دست و پاى خود را گم مىكند و به بيمارى روحى ، بيچارگى و رسوايى مبتلا مىشود .
ادامهء دعا چنين است :
« وَ اعُوذُ بِكَ مِنْ . . . قِلَّةِ الْقَناعَةِ » « 3 »
[ بار خدايا ! به تو پناه مىبرم از . . .
كمىِ قناعت . ]
خدايا ! از اين كه در امور زندگى مانند غذا ، لباس و مسكنْ قانع نباشم و مصرف گرا و تجملپرست باشم ، به تو پناه مىبرم . خدايا ! از اين كه تمامِ همّت و فكر و فعاليتهاى زندگى و حتى - پناه بر خدا - ديندارىِ من براى زيادهطلبى در دنيا باشد ، به تو پناه مىبرم .
خدايا ! از كمبود قناعت در خوراك ، پوشاك ، مسكن و مقام و همهء امور زندگى ، به تو پناه مىبرم . ادامهء دعا :
« وَ اعُوذُ بِكَ مِنْ . . . قِلَّةِ الْقَناعَةِ وَ شَكاسَةِ الْخُلْقِ وَ الْحاحِ الشَّهْوَةِ » « 4 »
[ بار خدايا ! به تو پناه مىبرم از . . .
كمىِ قناعت و بدخويى و افراطِ خواهش نفس . ]
خدايا ! من از بدخويى ، بد دهنى و اين كه در زندگى عقلم را كنار بگذارم و اختيارم در دستِ شهوتم باشد ، به تو پناه مىبرم .
خدايا ! من از اين كه در زندگى به دنبالِ شهوت بروم و هر خواستهاى را كه دلم در بارهء زن و فرزند و مال و مقام داشت ، بخواهم برآورده كنم ، به تو پناه مىبرم .
انسان بر حسب طبيعتِ خود به گونهاى است كه شهوات را دوست دارد و اگر اين شهوتدوستىِ خود را كنترل نكند ، گمراه و رسوا خواهد شد . خداوند متعال در بارهء دوستىِ انسان نسبت به شهواتْ مىفرمايد :
« زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - همان .