تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 686

مساهمون:

ص٦٨٦
دادخواهانه با پدرِ خود ملاقات كند و شكايت كند از سختىهايى كه از اين امّت به ذُرّيّهء او رسيده است . . . ] و همچنين به محمد بن حنفيّه فرموده است : « وَ اللَّهِ يَا اخى لَوْ كُنْتُ فى جُحْرِ هامَّةٍ مِنْ هَوامِّ الْأَرْضِ لَاسْتَخْرَجُونى مِنْهُ حَتّى يَقْتُلُونّى . » « 1 » [ به خدا سوگند ، اگر در سوراخِ حشره‌اى از حشرات زمين هم باشم ، آنان مرا بيرون خواهند آورد و مرا خواهند كشت . ] امام حسين عليه السلام در جاى ديگرى مىفرمايد : « الا وَ انَّ الدَّعِىَّ بْنَ الدَّعِىِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ الاثْنَتَيْنِ بَيْنَ الْقِلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهاتَ ما آخُذُ الدَّنِيَّةَ يَأْبَى اللَّهُ ذلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ جُدُدٌ وَ حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ » « 2 » [ . . . آگاه باشيد كه اين مردِ بى پدر ( يعنى عبيد اللّه بن زياد كه بنى اميّه او را به خود ملحق كرده‌اند ) فرزندِ آن مردِ بى پدر ( زياد بن ابيه كه او نيز پدرش معلوم نبود ) ميان دو چيز ، استوار پاى فشرده و ايستاده است و اصرار مىكند ؛ يا شمشير كشيدن يا خوارى كشيدن و هيهات كه ما تن به ذلت نمىدهيم . خداوند و رسول او و مؤمنان براى ما زبونى نپسندند ، و دامن‌هاى پاك ( كه ما را پروريده‌اند ) نيز نمىپسندند . . . ] سخنِ كسانى كه مىگويند امام حسين عليه السلام به فكر تشكيل حكومت بود امّا شكست خورد و نتوانست ، بسيار تعجب‌آور است . مگر امام حسين عليه السلام چند نفر نيرو داشت ؟ حدود 70 نفر . آيا امام حسين عليه السلام مىخواسته با حدود 70 نيرو با يزيد بجنگد ، او را شكست دهد و حكومت را از او تحويل گيرد ؟ ! اهل كوفه را نيز همه مىشناختند و در بارهء آنها توافق نظر وجود داشت . با وجود اين ، آيا امام حسين عليه السلام آنها را نمىشناخت و فريبِ نامه‌هاى آنها را خورده بود ؟ ! معاويه نزديك به پنجاه سال در شام حكومت كرده است . در اين دوره ، مدتى را به عنوان والى و مدتى را به عنوان امير در شام حكومت كرده است . معاويه پنجاه سال فرصت داشته و يك قشون بزرگ را در شام جمع‌آورى كرده است . آيا امام حسين عليه السلام با حدود 70 نيرو ، مىخواست برود و با آن قشون بزرگ بجنگد و آنها را شكست دهد و حكومت را از آنها تحويل بگيرد ؟ ! معاويه در آخرين سخنرانىاش براى مردم شام ، به آنها گفت : ماندنِ من در ميان شما ، بسيار طولانى شد . من از شما ملول شده‌ام و شما از من سير شده‌ايد . زمانِ مرگِ من نزديك شده است . من فردى را براى امارت بر شما بعد از خودم تعيين مىكنم كه من از او بهترم همچنان كه خلفاى پيش از من ، از من بهتر بودند . علاوه بر اينها ، يك دريا خبر كه من قطره‌اى از آن را برايتان خواندم ، از حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله و حضرت زهرا عليها السلام به امام حسين عليه السلام رسيده كه همهء آنها به امام حسين عليه السلام خبر مىدادند كه سفر كربلا ، سفر شهادت است . قيام امام حسين عليه السلام يك قيام آگاهانه و برنامه‌ريزى شده بوده است . قرينه‌هاى زيادى وجود دارد كه نشان مىدهد اين سفر ، براى امام حسين عليه السلام سفر شهادت بوده است . يعنى امام حسين عليه السلام مىدانسته كه در اين سفر به شهادت مىرسد . سيّد الشهدا عليه السلام اهدافى داشت و در اين سفر موفق شد و به اهداف خود دست يافت . ان‌شاءاللّه خداوند همهء ما را از ارادتمندان
هامش
( 1 ) - همان ، ص 331 . ( 2 ) - ر . ك : مجلسى ، محمدباقر ، بحار الانوار ، ج 45 ، ص 7 .