مىزند ؟ چرا از رشد و تنظيم اقتصادى ، انتقاد مىكند ؟
توجه بفرماييد ! من از رشد اقتصادى ، انتقاد نمىكنم ؛ بلكه منظور من اين است كه همراه با رشد اقتصادى ، بايد توزيع عادلانهء درآمد را هم در نظر بگيريم وگر نه ، اسير فقرِ گستردهء مردم خواهيم شد .
امروز در كشور ما ، هم فقر نسبى وجود دارد و هم فقر مطلق . آمار فقر هم در كشور ما بسيار بالا است ؛ زيرا بر اساس آمار رسمى كشور خودمان ، امروز در كشور ايران ، هر خانوادهء چهار يا پنج نفرى كه درآمد ماهيانهاش كمتر از ماهى چهار يا پنج هزار تومان باشد ، فقير است .
اگر با همين ملاك ، به شهروندان ، روستانشينان و حقوقبگيران كشورمان نگاه كنيم ، چند درصد از مردم كشورِ ما فقير هستند ؟ بنا بر اين ، مىبينيد كه فقر در كشور ما يك مشكلِ بسيار جدى است .
ما خواهان رشد و شكوفايى اقتصادى كشورمان هستيم و انشاءالله به آن خواهيم رسيد . اما با توجه به وجود مشكل فقرِ كنونى در ايران ، اگر از توزيع عادلانهء درآمد غافل شويم ، مشكل فقر بسيار شديدتر خواهد شد .
بايد برنامههاى اقتصادى كشور به گونهاى تنظيم شود كه ارزش اضافىِ ناشى از رشد اقتصادى ، در جهت منافع مستضعفين و پا برهنگان جامعه ، توزيع شود . اين كارْ بسيار مفيد ، لازم و ضرورى است .
اگر برنامهء اقتصادى كشور از توزيع عادلانهء درآمد غافل باشد ، رشد و شكوفايى اقتصادى جامعه ، سبب مىشود كه فاصلههاى اقتصادىِ مردم بيشتر شود و مصيبت فقر ، بيشتر گريبانگيرِ مردم خواهد شد . در نتيجه ، اغنيا غنىتر و فقرا ، فقيرتر خواهند شد .
بنا بر اين ، ما همان گونه كه بايد به دنبال رشد و شكوفايى اقتصادى باشيم ، بايد مبانى مختلف اسلامى از جمله ، توزيع درآمد را هم رعايت نماييم .
زمانى در شهر مدينه قحطى شد . كالاها كمياب شدند . مغازهها تخليه شد . قيمتها بالا رفت . در اين شرايط ، امام صادق عليه السلام از كارگزار خود به نام « معطب » پرسيدند :
وضع بازار چطور است ؟
معطب گفت : يابنَ رسولِ اللّه ! وضع بازار خوب نيست . مردم در فشار هستند .
حضرت فرمودند : چرا وضع مردم خوب نيست ؟ معطب گفت : كالا كمياب شده و قيمتها افزايش يافته است .
حضرت فرمودند : وضع خانوادهء ما چطور است ؟ معطب گفت : به لطف خداوند ، وضع خانوادهء شما خوب است ؛ زيرا قبلًا آذوقهء مورد نياز براى مصرفِ يك سال را تهيه كردهايم و انبارهايمان پُر است . در نتيجه ، اين قحطى و گرانى ، دامنگيرِ ما نمىشود .
امام صادق عليه السلام فرمودند : معطب ! برو درِ انبارها را باز كن و هر چه اندوخته كردهاى ، به بازار ببر و به فروش ! معطب گفت : همه را بفروشم ؟ ! حضرت فرمودند : آرى .
معطب گفت : پس از اينكه آذوقههايمان را فروختم ، چگونه آذوقه تهيه كنم ؟ حضرت پرسيدند : مردم چگونه آذوقه تهيه مىكنند ؟
معطب گفت : مردم با زحمتِ فراوان ، آذوقهء مورد نيازشان را به قيمتِ گران مىخرند .
حضرت فرمودند : ما هم با زحمت فراوان ، آذوقهء مورد نيازمان را به قيمتِ گران مىخريم .
منطق امام عليه السلام اين است ؛ هر چند دركِ آن براى امثال بنده ، مشكل باشد .
معطب با زحمت ، مقدارى آذوقه تهيه كرده بود تا در مدتِ يك سال ، براى تهيهء آذوقه مشكلى نداشته باشد . به دستور امام عليه السلام همهء آنها را به بازار بُرد و به قيمتِ عادلانه فروخت .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 608
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٦٠٨