تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
حتى آداب و رسوم ما در مورد پوشيدن لباس ، تربيت فرزند ، آرايش مو ، انتخاب نام و . . . را زير بمباران گرفت و همهء ابعاد فرهنگ و آداب و سنت‌هاى ما را تخريب كرد و ما را از اسلام ، قرآن و حقايق اسلامى دور ساخت . يكى از اصول فرهنگىِ اسلام كه رژيم پهلوى آن را در بين مردم ايرانْ تضعيف كرد ، اصل ساده‌زيستى است . در نتيجهء خيانت‌هاى فرهنگىِ رژيم پهلوى ، امروزه در بسيارى از گوشه‌هاى پيكر ملت ما ، مظاهر فرهنگ غرب ديده مىشود . در اين جلسه ، من مطالبى در بارهء ساده‌زيستى ، خدمتِ شما عرض مىكنم . اسلام با تجمل‌پرستى و مصرف گرايى به سختى مبارزه كرده است . اكنون من مضمون برخى آيات در بارهء ساده‌زيستى را براى شما مىخوانم . به دليل كمبود وقت ، متن عربى آيات را نمىخوانم و تنها مضمون آيات قرآن شريف را برايتان بيان مىكنم . مضمون برخى از آيات قرآن شريف چنين است : خداوند ، مصرف گرا را دوست ندارد . تجمل‌پرست را دوست ندارد . اسراف يك عمل شيطانى است . اسراف ، انسان را گرفتار عذاب خداوند مىكند . پيش از اين ، خداوند افراد و گروه‌هاى مصرف گرا ، اسرافگر و تبذير كننده را هلاك كرده است . اين مجازات ، سنتِ خداوند است . در آينده نيز خداوند اين گروه‌ها را هلاك خواهد ساخت . اسرافگران ، همدمانِ آتش جهنم‌اند . ما بايد در زندگى ، راهى را كه اسلام به ما نشان داده و امامان و بزرگانمان پيموده‌اند بشناسيم . مبادا چشمْ بسته فريبِ غرب را بخوريم . حتى در مسائلى كه غربىها با ادعاى علم و علمى بودن ، به ميدان مىآيند ، ما بايد با انديشه و تحقيق و بررسى ، با حرف‌هاى آنها برخورد كنيم . به عنوان مثال ، علم اقتصاد را در نظر بگيريد . يكى از موضوعاتى كه غربىها و غرب‌زده‌ها آن را چماق كرده‌اند و بر سرِ ما مىكوبند ، اين است كه هنوز اقتصاد اسلامى تدوين نشده است . آنها مىگويند : امروزه دانش اقتصاد در دنيا پيشرفتِ فراوان كرده و بسيارى از رازهاى دانش اقتصاد ، حل شده است . با وجود اين ، هنوز اسلامْ مكتبِ اقتصادىِ خود را ارائه نكرده است . اقتصاددانان غربى مىخواهند ما را به كدام سَمت ببرند ؟ نمونهء جامعه‌اى كه بر اساس رهنمودهاى آنها ساخته شده ، كدام است ؟ اينها مىخواهند چه دنيايى را براى ما بسازند ؟ جامعهء نمونه‌اى كه اقتصاددانان غربى ، نويدِ آن را مىدهند ، اين دنياى غربِ فعلى است . دنياى غربِ فعلى ، دست پروردهء اقتصاددانان غربى است . اكنون دو سوم از مردم دنيا در كشورهاى فقير و يك سوم از آنها در كشورهاى ثروتمند زندگى مىكنند . ساكنان كشورهاى ثروتمند ، بر اساس نظريهء اقتصاددانان غربى ، براى رشد يافتن و شكوفا كردن اقتصاد خود ، تمام ذخاير زيرزمينى ، ثروت خداداد و مواد خام را از كشورهاى فقير مىآورند و غارت مىكنند . آيا ما هم مىخواهيم چنين اقتصادى داشته باشيم ؟ ! آمريكا با داشتنِ تنها حدود شش درصد از جمعيتِ دنيا ، حدود سى درصد از كلّ درآمد دنيا را به خود اختصاص مىدهد ؛ اما بعضى از كشورهاى آسيا ، آفريقا و آمريكاى جنوبى كه جمعيتِ بسيار زيادى هم دارند ، تنها چند صدم از كل درآمد دنيا را دريافت مىكنند . دستاورد اقتصاد غرب و اقتصاددانان غربى اين است . آيا ما مىخواهيم چنين الگويى را براى اقتصاد كشورمان برگزينيم ؟ آمارهايى كه خدمتتان عرض كردم ، توسط منابع رسمىِ غرب اعلام شده است . ما هم خوش‌باورانه به اين آمار نگاه مىكنيم و نمىگوييم كه امروز ستم و تبعيض اقتصادى در دنيا ، بسيار بيشتر از مقدارى است كه اين آمار منعكس مىكند . در عين حال ، به خودِ اين آمار نگاه كنيد تا ببينيد كه نتيجهء دانش اقتصاد غربى چيست ! ! ! آمريكا ثروتمندترين كشور دنيا است . در اين كشور ، حدود هشت تا ده ميليون نفر از سياه‌پوستان در فقر مطلق ، و نه حتى در فقر نسبى ، زندگى مىكنند . در كنار « فريدمن » و ديگر اقتصاددانان آمريكايى كه نظريه‌پرداز زندگى و برنامه‌هاى اقتصادىِ كشور آمريكا هستند ، اين همه فقير زندگى مىكنند . من مىگويم : با وجود همهء دانش اقتصادىِ اقتصاددانان غربى ، نتيجهء كارشان در جامعه ، اين شده است كه مىبينيد . بعضى از جوانان ما ممكن است خيال كنند كه : اقتصاد كشور ما آسيب ديده است . بنا بر اين ، بدون شك ما بايد رشد و شكوفايى اقتصادى داشته باشيم . پس اين چه حرف‌هايى است كه موسوى اردبيلى در نماز جمعه