تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
شهادت عزيزانشان را مىدهند ، به جاى سوگوارى ، به يكديگر تبريك مىگويند و افتخار مىكنند كه فرزندشان در راه دفاع از دين خدا و سرزمين اسلامى ، به شهادت رسيده است . اگر فرزند ديگرى هم داشته باشند ، او را به جاى شهيدِ عزيزشان به جبهه مىفرستند تا پرچم شهدا بر زمين نمانَد . در اين روزهاى فتح مبين ، درود و سلام و خضوع خود را به امّتِ هميشه در صحنه ، رزمندگان خطوط مقدّم جبهه‌ها و خدمتگزارانِ پشت جبهه تقديم مىكنم . خدايا صلوات و سلام خود را بر همهء آنها نازل فرما ! ( آمين حاضران ) در اين روزها ، شايسته است كه به مناسبت سالگرد شهادت نابغهء بزرگ ، انسان و الا ، مرحوم مغفور آيت اللّه [ سيد محمدباقر ] صدر و خواهر ارجمندش « 1 » ، يادى از ايشان بنمايم . شهيد آيت اللّه صدر و خواهر ارجمندش ، اگر در تاريخ بى نظير نباشند ، حتماً كم نظير هستند . اين نابغهء شهيد ، همراه خواهر وفادارش ، به دستِ آن عنصر پليد جنايتكار و ضدّ بشر به شهادت رسيدند . لعنت خداوند بر آن عنصرِ ناپاك باد كه با شهيد كردنِ آيت اللّه صدر ، علم و فضيلت را كُشت و چهرهء ضدّ بشرىِ خود را آشكارتر ساخت . اين عنصر ضدّ بشر ، روزى دانشمندان ربّانى همچون آيت اللّه صدر را به شهادت مىرسانَد و روزى ديگر هزاران مرد و زنِ غير نظامىِ بى پناه را در سرماى زمستان ، در حال بارش برف ، در بيابان‌هاى مرزى رها مىكند تا از سرما و گرسنگى بميرند . روزى ديگر در سوريه آتش‌افروزى مىكند تا مزدورىِ بى قيد و شرط خود را براى اربابانش اثبات كند . مرگ و عار بر تو اى قاتل و اى چهرهء منحوس ! از مرحوم آيت اللّه صدر نقل مىكنند كه فرموده بود : من بايد براى بيدارى امّت عراق و نجات كشور عراق ، خون بدهم . شايد منظور ايشان هديه كردنِ خون خود و شهادت خودشان بوده است ؛ اما فكر نمىكنم منظور ايشان از اين عبارت ، شهادت خواهرش هم بوده باشد . امروز در بارهء برخى تعهدات و وظايف امّت و امام ، مردم و رهبرى يا حكومتِ نظام اسلامى ، صحبت مىكنم . در اين عرايضم از چند جملهء كوتاه مولى امير المؤمنين عليه السلام استمداد و الهام مىجويم . ايشان فرموده‌اند : « ايُّهَا النَّاسُ انَّ لى عَلَيْكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَىَّ حَقٌّ فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَىَّ فَالنَّصيحَةُ لَكُمْ وَ تَوْفيرُ فَيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ وَ تَعْليمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْديبُكُمْ كَيْمَا تَعْلَمُوا وَ أَمَّا حَقّى عَلَيْكُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَيْعَةِ وَ النَّصيحَةُ فِى الْمَشْهَدِ وَ الْمَغيبِ وَ الْاجَابَةُ حينَ ادْعُوكُمْ وَ الطَّاعَةُ حينَ آمُرُكُمْ . » « 2 » [ مردم ! مرا بر شما حقى است و شما را بر من حقى . بر من است كه خيرخواهى از شما دريغ ندارم و حقى را كه از بيت المال داريد ، بگزارم ، شما را تعليم دهم تا نادان نمانيد ، و آداب آموزم تا بدانيد . اما حق من بر شما اين است كه به بيعتْ وفا كنيد و در نهان و آشكارا ، حقّ خيرخواهى ادا كنيد . چون شما را بخوانم ، بياييد و چون فرمان دهم بپذيريد و از عهده بر آييد . ] پس از جنگ نهروان ، در نُخيلهء كوفه ، علىّ بن ابى طالب عليه السلام اين عبارات را بيان فرموده‌اند . اين جملات ، بيانگر وظيفه‌ها و مسئوليت‌هاى متقابل مردم و رهبر ، امام و امّت در مقابل يكديگر است .
هامش
( 1 ) - / شهيد « بنت الهدى صدر » ، نويسندهء فاضل ودانشمند و مبارز عراق در دوران معاصر . ( 2 ) - نهج البلاغه ، ترجمهء سيد جعفر شهيدى ، شركت انتشارات علمى و فرهنگى ، چاپ ششم ، ص 35 .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 39 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي