تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
اى مردم ! من از طرف خداوند در ميان شما مبعوث شدم . قبل از اسلام ، جامعهء شما يك خارستان بود . هيچ بوتهء گُلى در آن به چشم نمىخورد . من زحمت كشيدم و بوته‌هاى خار را از زمين بيرون آوردم و به جاى آن ، گُل كاشتم . به فضل پروردگار ، امروز شما در جامعه‌اى سر تا پا گُل ، زندگى مىكنيد . تنها بوته‌هاى خارِ بسيار اندكى در زمين باقى مانده است . من در حالى از ميان شما مىروم كه مىدانم پس از من ، بوته‌هاى خار در اين جامعه مىرويند . بوته‌هاى خار ، قوى مىشوند و به گُل‌ها حمله مىكنند ، گُل‌ها را مىخشكانند و كم كم جامعه تبديل به خارستان مىشود . سلمان مىگويد : من از همه به رسول الله نزديك‌تر بودم . به ايشان گفتم : يا رسول الله ! آيا جامعهء ما چنين خواهد شد ؟ رسول الله صلى الله عليه و آله فرمودند : از اين هم بدتر خواهد شد . ادامهء اين روايت ، طولانى است . وقتِ ما نيز در حالِ تمام شدن است و بنا بر اين من بقيهء روايت را نمىخوانم . در ادامهء اين روايت ، رسول الله صلى الله عليه و آله اعمال ناصالحى را كه مردم انجام خواهند داد و مصيبت‌ها و بدبختىها و گرفتارىهايى را كه براى آنها پيش خواهد آمد ، بيان فرمودند . پس از رحلت رسول الله صلى الله عليه و آله ، همچنان كه آن حضرت پيش‌بينى كرده بود ، جامعهء اسلامى سقوط كرد . شرايط به گونه‌اى شد كه امير المؤمنين در خانه نشست و در حالى كه در خانهء خودش بود ، به ايشان حمله كردند . دختر پيامبر صلى الله عليه و آله از او دفاع كرد و در اين دفاع ، سالم نماند و صدمه ديد . پس از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و در هنگام دفاع از امير المؤمنين عليه السلام ، فاطمهء زهرا عليها السلام صدمات فراوانى ديد . صدماتى كه زهراى مرضيه عليها السلام ديد ، در طول تاريخ ، همواره جگر ارادتمندان خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله را به آتش مىكشيده است . پيامبر صلى الله عليه و آله در بارهء زهراى مرضيه فرموده است : فاطمه پارهء تن و پارهء جگر من است . زهرا عليها السلام از من است و من از او هستم . هر كه او را اذيت كند ، مرا اذيت كرده است . هر كه او را ناراحت كند ، مرا ناراحت كرده است و هر كس فاطمه را به غضب وا دارد ، مرا نيز غضبناك كرده است . پيامبر صلى الله عليه و آله همواره بر مقام والاى فاطمه عليها السلام و اهميت احترام به او تأكيد مىكرد . با اين حال ، تاريخ به طور مسلَّم نقل كرده است كه در كنار خانهء پيامبر صلى الله عليه و آله به دختر پيامبر عليهما السلام هجوم بردند و مسلمانانْ ناظر بودند ! انسان با تمام وجود از اين حادثه متعجب و حيران مىگردد . از امام باقر عليه السلام پرسيدند : مادرِ شما زهراى مرضيه چگونه از دنيا رفت ؟ ايشان فرمودند : مادرِ من به شهادت رسيد . ايشان را با ظلم و ستم كشتند . امروز من توفيق يافته‌ام كه در خدمت شما صحبت كنم . احساس مىكنم يكى از وظايف من در امروز اين است كه اين پيام را خدمتِ شما عرض كنم . برادران و خواهران گرامى ! هر كه هستيد ، هر كجا هستيد ، بايد اين را بدانيم كه ما در دوران بسيار سختى قرار گرفته‌ايم . ما بارِ يك جنگِ طولانى را به دوش كشيديم . در اين جنگ ، صدها هزار جوان را از دست داديم كه يك تارِ موى سرِ آنها به همهء دنيا مىارزيد . هنوز خون شهداى ما در حال جوشيدن است . هنوز خانواده‌هاى آنها در عزاى آنها نشسته‌اند . هنوز مادران و فرزندان و همسران شهداى عزيز ، عكسِ شهداى خود را بر سينه‌هايشان چسبانيده‌اند يا در دست گرفته‌اند . آنها منتظرند كه ببينند ما چگونه از خون شهداى عزيز حمايت خواهيم كرد و چگونه از
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 509 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي