يا خودكشى كردند .
ماركسيستها براى حاكميتِ فكرشان بر تمام دنيا ، بسيار تلاش كردند . كار به جايى رسيد كه همه چيز را بر اساس ماركسيسم - لنينيسم تفسير كردند . علوم انسانى ، منطق ، فلسفه ، مسائل اجتماعى و حتى دانش طب و علوم فنى را بر اساس ماركسيسم - لنينيسم تفسير كردند .
سپس روسها به فكر جهانگيرى افتادند .
بسيارى از مناطق دنيا را تصرف كردند .
حكومتهاى زيادى را ايجاد كردند . دنيا را به دو بلوك شرق و غرب ، تقسيم نمودند .
پيمانهاى نظامى مختلف مانند پيمان ورشو را به وجود آورند .
كمونيستها در عرض حدود هفتاد و پنج سال حكومت ، كشورهاى بسيارى را بلعيدند .
بعضى كشورها را تقسيم كردند و دور كشورها ديوار كشيدند . البته در اين هفتاد و پنج سال ، مقاومتهايى در برابر كمونيستها صورت مىگرفت .
از طرف ديگر ، دولتهاى اروپايى و آمريكا با تمام توانشانْ با قلم ، فكر ، ايجاد حزب و به راه انداختنِ جمعيتها و حركتهاى سياسى در برابر كمونيستها مقاومت كردند و به آنها صدمه زدند .
با وجود ضرباتى كه به كمونيستها وارد مىشد ، آنها در ظاهر مانند سدّ آهنين پا بر جا و استوار ايستاده بودند .
در همين اواخر ، برژينسكى گفت :
اردوگاههاى سوسياليستى ، بسيار محكم و منظم و پا بر جا است و هيچ گونه خدشهاى در آنها ديده نمىشود و دهها سال پس از اين نيز به ثبات و بقا و پيشرفت خود ادامه خواهند داد .
مبارزات و قيامهايى كه عليه كمونيستها صورت مىگرفت ، تنها ضربات مختصرى به آنها وارد مىكرد ؛ اما اين ضربات هرگز براى كمونيستها يك خطر جدّى محسوب نمىشد .
حتى آمريكا براى اينكه در مقابل كمونيستها مقاومت كند ، دستِ يارى و گدايى به سوى همهء ملتهاى جهان دراز كرد و براى اين كار ، جمعيتهاى زيادى به راه انداخت .
آمريكا در كنفرانس « بِحَمْدون » ، صاحبان همهء مذاهب دنيا ، حق و باطل ، و ناسخ و منسوخ از جمله مسلمانان ، مسيحىها و يهودىها را دعوت كرد و امكانات بسيار وسيعى در اختيار آنها گذاشت تا دست به دست هم بدهند و با كمونيسم جهانى مبارزه كنند و جلوِ پيشرفتِ آن را بگيرند .
با وجود همهء مبارزاتى كه عليه كمونيستها مىشد ، آنها بسيار محكم بر جاى خود ايستاده بودند و ضرباتى را كه بر آنها وارد مىشد ، جبران مىكردند . شرايط به گونهاى بود كه انسان فكر مىكرد ابرقدرت جهانى كمونيسم ديگر به مرحلهء تثبيت و سامان سياسىِ كامل رسيده است .
هر متفكر ، دانشمند ، جامعهشناس و سياستمدارى كه فكر مىكرد چگونه مىتوان با كمونيستها مبارزه كرد و آنها را از بين برد ، تنها به يك جواب دست مىيافت . تنها راه حلى كه به نظر مىرسيد ، اين بود كه يك جنگ اتمىِ جهانى آغاز شود و استكبار شرق و غرب يكديگر را از بين ببرند .
مردم دنيا شب خوابيدند . صبح كه از خواب برخاستند ، ديدند قلعه و كاخ اردوگاه كمونيسم جهانى ، خود در حال فرو ريختن است . چه اتفاقى افتاده است ؟ ! هنوز بسيارى از تحليلگران ، يك تحليل كاملًا مورد اعتماد در مورد اين حادثه ارائه نكردهاند .
از هر گوشهء اردوگاه كمونيسم و سوسياليسم سابق ، آثار كمونيسم زدايى و سوسياليسم زدايى ديده مىشود . در اين اردوگاه ، فلان كشور كلمهء « سوسياليستى » را
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 512
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥١٢